دورخیز نوآورانه گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی کردستان

نهم تا یازدهم اسفند این افتخار رو دارم که در کنار همشهری های عزیزم در یک رویداد کارآفرینانه باشم.

من به اتفاق چند تا ازدوستانم به عنوان مربی در این رویداد حضور دارم. قبلا هم در دانشگاه کردستان در اولین رویداد استارتاپ ویکند به عنوان منتور یا مربی حضور داشتم و این دومین تجربه ام است. امیدوارم رویداد مثبتی باشد و فکر میکنم  با توجه به ظرفیت کردستان در زمینه گردشگری و صنایع دستی ما هم میتوانیم کم کم راه خودمان را پیدا کنیم کاری که شاهو احمدی رفیق خوبم در کورد کالا انجام داده است.

برای شاهو احمدی و سهیل عباسی (موسس خوشفکری و شتابدهنده تک) و سایر دوستانم که برای توسعه ی کردستان و انتقال دانش به دانشجویان تلاش میکنند آرزوی موفقیت و صبر و طاقت میکنم.

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

3 دیدگاه برای «دورخیز نوآورانه گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی کردستان»

  1. فواد سایت کوردکالا خیلی جالب بود
    آدم خیلی خیلی خوشحال می‌شه که این جور استارت‌آپ‌ها را تو شهرستان‌ها می‌بینه. من خود آرزومه یک استارت‌آپ تو شهر خودمون داشته باشم و ۱۰۰ نفر را تو شهر خودم ببرم سرکار. شرکتی که میلیاردها تومان درآمد داشته باشه و به کل ایران یا حتی جهان سرویس بده.
    اون وقت احساس می‌کنم تمام اون عقده‌های محرومیت و عقب‌افتادگی که درون ژن‌های ما تزریق شده آزاد می‌شه. من خیلی به فناوری اطلاعات امیدوارم. تکنولوژی بالاخره زمین بازی را عوض خواهد کرد. تکنولوژی بالاخره اون عدالت را ایجاد خواهد می‌کنه. من مطمئن هستم.
    حکایت ما شهرستانی‌ها حکایت درد و رنجه.
    اون قدر محرومیت کشیدیم و اونقدر زجر بیکاری و نادیده گرفتن شدن بهترین استعدادها را دیدیم و چشیدیم که داشته‌هایی مثل شغل و درآمد چند میلیونی که برای یک جوان تهرانی حق طبیعی است برای هم‌نوع شهرستانیش بدل به آرزو شده.
    من بعضی موقع‌ها فکر می‌کنم ماها که تو شهرستان هستیم واقعاً هیچ چیزی کمتر از متخصصان ساکن مرکز ایران نداریم. فقط یک مقدار اعتماد به نفس‌مون پایینه و کم‌تر اهل سروصدا هستیم. به قولی پررو نیستیم.
    کاهش اونهایی که تو مرکز نشستن و از فرط رفاه و بی‌دردی تمام دغدغه‌هاشون همون مزخرفاتی است که توی سایت‌ها و تلویزیون و روزنامه‌ها کشور تحویل مردم می‌دن (مثل آزادی سیاسی و دموکراسی و روشنفکری) یک روزی بیان و لیف زندگی تو جاهایی به تنشون بخوره که از داشتن یک پارک برای نشستن و یک خیابان درست برای رانندگی کردن محروم هستند.

    عجب خودم خالی کردم اینجا 🙂 خیلی وقت بود تو دلم گیر کرده بود.

  2. حرفهات رو خیلی خوب میفهمم علی. بعضی وقتها فکر میکنم که ایران شبیه سرازیری شده که هر چی آب(فرصت ها و افراد متخصص و سرمایه و .. ) وجود داره سمت تهران میره و اونجا حاصلخیز تر میشه و به مرور زمان شهرهای دیگه از کم آبی خشک میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *