زندگی بر اساس هوا و هوس

کسب و کار بر اساس هوا و هوس یا برنامه مشخص ؟

پ ن:‌ هر که در عشق سر از قله برآرد هنر است٫ همه تا دامنه کوه تحمل دارند

تصور کنید که یک شرکت با مشکل مالی مواجه است و مدیر عامل شرکت بر اساس همین مشکلات میخواهد خارج از عرف و قرارداد از مشتری خود دوبرابر پول(باج)بگیرد و یا به بهانه های واهی هزینه ها را بالا ببرد یا اینکه قولی که به مشتری داده است زیر پا بگذارد. در واقع این مدیر نمی فهمد قیمت جنس او و یا خدمات بر اساس ارزش این خدمات یا محصولات است و نه بر اساس مشکلات شخصی مدیر و یا نه بر اساس مشکلات مالی شرکت.

اصولا اینکه ما به عنوان شرکت مشکل مالی داریم و یا مدیرعامل با همسرش به خاطر خرید کادو دعواش شده دلیل مناسبی برای افزایش قیمت نیست و افزایش قیمت را یا نایاب بودن خدمات و محصولات٫ دست بالا داشتن در رقابت و قیمت های رقابتی بالا بودن کیفیت محصول و کشش بازار تعیین میکند چرا که سیستم های اقتصادی تابع هوا و هوس ما نیست!

شاید این موضوعات برای شما بدیهی به نظر برسد و یا مضحک باشه ولی به جرات میتوانم بگویم خیلی از شرکتهایی که از نزدیک دیده ام نه بر اساس یک پلان مشخص و منظم و نه بر اساس بازه های زمانی جلو رفته اند و عموما تابع هوا و هوس و هیجان هستند. دوستی داشتم که وقتی میخواست قیمت خدماتی را به مشتری اعلام کند اول جیبش را نگاه میکرد ببیند چقدر پول دارد بر همون اساس قیمت می داد.

حتی تخفیف بی مورد صرف اینکه امروز صبح حال خوشی داشتیم یا شب خوبی با خانواده داشتیم میتواند بسیار مشکل ساز باشد و توقع مشتری را از شرکت بالا میبرد همین امر باعث میشود در روزی که روز خوب مدیرعامل نیست مشتری نه تنها تخفیف سابق را نگیرد بلکه ۲ برابر هم پرداخت کند. چرا ؟ همینطوری ! شما اسمش را بگذارید هوا و هوس مدیریت .

این مشکلات سراغ شرکت ها و سازمانهای بدون اصول میآید آنهایی که قیمتها و پلانهای مشخص و شفافی ندارند آنهایی که تخفیفات مشخصی ندارند قیمت گذاری درست و حسابی انجام نداده اند تابع سیستم و قانون و برنامه ی بلند مدت شرکت نیستند بلکه هوا و هوس مدیریت فقط حکم می راند. پول داشتن یا وپول نداشتن مدیریت می تواند تصمیمات او ار نسبت به مشتریان و یا نسبت به محصولات عوض کند و باری به هر جهتی برنامه ها دنبال میشود . مدیریت فردا حرف های دیروز خودش را رد میکند و بسته به اینکه خوشحال یا ناراحت باشد شرکت را به یک سمت و سوی جدید می برد.

البته هوا و هوس فقط در مدیریت و شرکت و بیزنس نیست در همه ی زندگی ما جاری است ما اصول مشخصی برای زندگی نداریم بسته به اینکه خوشحال یا ناراحت پولدار یا بی پول شویم به سمتی تغییر مسیر میدهیم.

زندگی شخصی بر اساس هوا و هوس یا باورهای ثابت؟

پیروی از اصول و نظم یعنی من در بدترین  شرایط هم این اصول  را دنبال کنم 

از دوستم میپرسم چرا دیگه باشگاه نمیای ؟ می گوید خبر داری تحریم ها تمدید شده و همه چی گران شده ! بهش گفتم خوب چه ربطی داره تو اگه ورزش نکنی آمریکا تحریم ها رو بر میداره ؟ یا اگه ورزش نکنی پولدار میشی ؟

دوستی دیگر به اسلام معتقد است و هر وقت مشکلات مالی داشته باشد و یا حوصله نداشته باشد نماز نمی خواند! میگویم چرا نماز نمیخونی مگه تو به اسلام اعتقاد نداری میگه راستش اوضاع خیلی خرابه و حسش نیست. در واقع این شخص پیرو دین اسلام نیست بلکه پیرو هوا و هوس خویش است.

به شخصه فرد معتقد به اصول شخصی ولی بی دین را به مسلمان پیرو هوا و هوس ودمدمی مزاج ترجیح میدهم.

تعداد افراد بدون اصول و بدون باور مشخص بسیار زیاد است و تا فردا همینطور میتوانم مثال بیاورم.

خاطره ای از یک زندانی سیاسی چپ شنیدم که ارزش نوشتن دارد.

این زندانی میگفت در زندان و در یک سلول بسیار کوچک توانسته بودم بیش از ۲۰ نوع حرکت ورزشی متنوع را تمرین کنم حتی میگفت یک از رفقایم که محکوم به اعدام بود مثل من ورزش خود را کما فی السابق دنبال میکرد. تعریف میکرد که وقتی وارد بند شدیم یک نمایشنامه  را با هم تمرین کردیم و میخواستیم اجرا کنیم (اکثرا محکوم به اعدام بودند) بعد یکی از دوستانم پشتش شلاق خورده بود و  روی زمین میخوابید و نه میتوانست بلند شود و نه به پشت بخوابد به او نقش لاک پشت را دادیم که بازی کند ونمایشنامه را برای زندانیان اجرا کردیم و  الی آخر ….

این افراد و افرادی شبیه آنها باور و اصول مشخصی دارند این اصول در زندان در خوشی و ناخوشی در بدبختی و فقر و حتی در یک ساعت مانده به اعدام ثابت و تغییر ناپذیر است و هوا و هوس بر رفتار و اعمالشان مسلط نیست.

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

2 دیدگاه برای «زندگی بر اساس هوا و هوس»

  1. فواد عزیز. ما اکثرا به یک مشکل ساختاری دچاریم: عدم احترام به خود و باورهای خود.

    باورهای ما ساختارمند و قاعده مند نیست. در لحظه تصمیم گرفته شده اند و در لحظه باور شده اند. اگر به باور خود احترام بگذاریم، اساسا به سختی از جاده و مسیر خود منحرف می شویم. البته من انتظاری از جامعه شعارزده ندارم، و به این اصل به عنوان یک اصل کلی سال هاست باور کرده ام.

    موفق باشید.

  2. ممنون از کامنت شما یاور عزیز
    خیلی سخت افرادی پیدا میشوند که باور های مشخصی داشته باشند و سخت تر از آن پیدا کردن افرادی است که در شرایط دشوار روی آن باورها می ایستند و حاضر به سازش نیستند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *