لذت مقایسه و تفنگی به دست دیوانگان

پ ن :‌ نمیدونم میخوام چی بنویسم ولی بزار شروع کنیم بالاخره به یک جایی می رسیم . من خیلی از شبکه های اجتماعی و به خصوص فیس بوک و اینستاگرام شاکی هستم و بد مینویسم وشاید بعضی ها بگویند که من نمی فهمم این شبکه های اجتماعی چه اندازه قوی هستند و چه تاثیر مثبتی در اقتصاد داشته اند بله تاثیر زیادی در اقتصاد داشته اند اما فقط در اقتصاد! سبک زندگی و عواطف و روحیات و صفات انسانی و خیلی چیزهای دیگر را از بین برده اند. البته انتظار ندارم که پیامبری بت شکن به سرورهای فیس بوک و اینستاگرام حمله کند هر چند همیشه پیش خودم فکر میکنم که پیامبر بعدی حتما یک هکر خواهد بود بگذریم…

هر صنعتی بر اساس یکی از ترس ها و نیازها ی ضروری انسان به وجود می آید و به همان اندازه هم رشد میکند. به عنوان مثال صنعت بیمه بر ترس ما و آینده نگری انسان تکیه دارد یعنی اگر کسی این دو ویژگی را نداشته باشد خیلی محال است که مشتری خوبی برای بیمه ها باشد. در زمانهای پیش به این دلیل که مردم در زمان حال زندگی میکردند و زیا د به آينده فکر نمی کردند و خوش و خرم بودند بیمه هم جایگاهی نداشت ولی الان نه تنها جایگاهش مستحکم شده بلکه مردم با به خطر انداختن زندگی خود و افزایش چربی و مصرف انواع سموم و یا تند رانندگی کردن ترسشان از بیماری و مریضی کمتر شده و حالا نه بر توانایی های فیزیکی و سلامت جسمی خود بلکه بر قدرت انواع بیمه ها و تجهیزات بیمارستان ها تکیه دارند البته اسم این را هم پیشرفت گذاشته ایم بگذریم….

لذت اجتماعی بودن و همینطور مقایسه کردن پایه گذار صنعت شبکه های اجتماعی بوده است شبکه ها ی اجتماعی هم جدا از لذت اجتماعی بودن لذت مقایسه را هم به ما داده اند یعنی میتوانیم 24 ساعت در خانه بشینیم ولی اجتماعی باشیم و یا دوستی برای درد دل کردن نداشته باشیم ولی 1000 تا دوست مجازی داشته باشیم. در گذشته ما نهایتا از حال و اوضاع 10 نفر اطرافمان باخبر بودیم و با تکیه بر اراده خود فقط خودمان را با گذشته خودمان مقایسه کردیم ولی در حال حاضر من میتوانم شغل و درآمد و سبک زندگیم را با هر کسی در هر کشوری مقایسه کنم حتی میتوانم میزان رضایت آنها را از خانواده شان با خودم مقایسه کنم قدرت مقایسه کردن با گسترش شبکه های اجتماعی بیش از حد شده است.

در گذشته ما اگر مقایسه هم میکردیم تمام اجزای یک نفر را مقایسه میکنیم مثلا دوست من دو ویژگی مثبت داشت و 4 ویژگی منفی خوب این منطقی به نظر می رسه ولی الان از هر دوست مجازی خود برشی از یک کیک میبینیم اونهم فقط مزیت ها و نقطه قوت های او را و شاید 10 درصد از ویترین زندگی زیبای او و 1000 نفر با چهره های زیبا و دستکاری شده . پس زشتها کجا هستند !  این ترکیب از زیبایی دیگر یک شخص نیست یک هیولای هزار سر بدون ضعف است که در همه ویژگی ها و همه جنبه های مادی و معنوی عالی و بدون رقیب است . ورزشکار خوش اخلاق خوش چهره ی ثروتمند و باسواد و باشعوری است که ترکیب صدها نفر از دوستان من آن را به وجود آورده و در نهایت این تصویر کذایی را باید با خودمان مقایسه کنیم.

مقایسه خودمان با دیگران در ذات خود و به تنهایی خطرناک و مضر است حالا موتور شبکه های اجتماعی را هم به آن اضافه کنید دانبار در خوشبینانه ترین حالت تعداد دوستان و توانایی رابطه های ما را 150 نفر حدس زده بود ولی شاید حدس نمی زد که این تعداد بیشتر شود و همه آنها زندگی خود را با همدیگر به اشتراک بگذارند.در واقع توهم مقایسه و مسابقه برتر بودن به این منجر شده که هیچ کس نمیخواهد مهره کوچک و درستی باشد در یک ماشین بزرگتر و همه میخواهند موتور اصلی ماشین باشند . هیچ کس نمیخواهد معمولی باشد . کسی دوست ندارد یک پستچی خوش قول باشد و یا یک کفاش دقیق. هیچ زنی شوهر معمولی نمیخواهد. هیچ مردی همسری تک وجهی نمیخواهد وهمه در رویای سوپرمن شدن هستند. هر کسی در هر جایی قرار گرفته به فکر رفتن به جایگاهی است که لیاقت آن را ندارد و فقط در همان حالت نیز احسا س خوشبختی میکند چنان آشفته بازاری تشکیل شده که همه دوست دارند بازیگر شوند و تماشاچی دیگر وجود ندارد همه می نویسند و کسی نمی خواند همه فلسفه می بافند و کسی آن فلسفه ها را زندگی نمیکند هر کسی فکری میکند برای خودش کسی است و این اسلحه خطرناک یعنی شبکه ای اجتماعی در ملتهای عقب افتاده و توسعه نیافته به این رفتار گله ای دامن زده و چون قطاری سریع السیر و بی توقف با سرعت پیش میتازد البته نه به سوی هدفی معین و درست بلکه مثل دیوانه ای خواب نما تلو تلو میخورد.

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

2 دیدگاه برای «لذت مقایسه و تفنگی به دست دیوانگان»

  1. فواد عزیز تحلیل خیلی خوبی بود. نکته جالب اینه که در گذشته خانواده‌ها نقش بیمه و حامی انسان‌ها در شرایط اضطراری را داشتند و با پیدایش بیمه، وابستگی مالی و مادی انسان‌ها به خانواده کمتر از قبل شده و دیگه اون زندگی‌های جمعی و قومی قبلی وجود نداره.
    شبکه‌های اجتماعی هم باز با ایجاد کردن حس در جمع بودن و داشتن روابط اجتماعی زیاد، انسان رو به سمت فاصله گرفتن از جمع خانواده و دوستان می‌برند.

  2. ممنون از شما دوست متممی عزیز
    بله واقعا با شما موافقم. برای چیزهای رایگانی که قبلا داشتیم الان حاضریم پول پرداخت کنیم و درست هم از آن استفاده نکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *