مشکل بادر ماینهف و تولید خشونت

امروز فیلم The Baader Meinhof Complex را نگاه کردم این فیلم در سال ۲۰۰۸ ساخته شده و همان سال  از طرف آلمان به جایزه اسکار معرفی شده است٫ امتیاز این فیلم در IMDB امتیاز ۷٫۴ است.

داستان فیلم در مورد یک گروه آنارشیست-کمونیست در آلمان است که در میانه ی شلوغی های دهه های و ۶۰ و ۷۰ که از یک طرف جنگ ویتنام و نارضایتی های جنبش آنارشیست در اروپا را دارد و از طرفی کشته شدن چگوارا و مارتین لوترکینگ و جو جنگ چریکی مسلحانه به عنوان راه حل انقلابی. جالب اینه که فیلم با تظاهرات مردم مونیخ بر علیه شاه ایران شروع میشود که یک دسته آنارشیست این تظاهرات را به حمایت از مردم ایران انجام میدهند باید قبول کرد که بخش غیر مذهبی و حتی مذهبی ایران تحت تاثیر همین اتفاقات جهانی بودند.

چیزی که به ذهنم میرسه اینه که خشونت و فشار سیاسی و خفقان باز تولید خشونت است  و گروههای مسلح از داعش بگیرید تا چپ عموما نتیجه سرکوب و خفقان سیاسی و فقدان آزادی های عقیده وبیان هستند. نمیشود از مردم تریبون و روزنامه را گرفت و نگذاشت که آنها صحبت کنند و یا اعتراض کنند بعد انتظار به وجود آمدن جنبش های رادیکال و افراطی را نداشت. و اگر سیستم یا دولتی بخواهد صلح و امنیت و آرامش را در مرزهایش حفظ کند باید چون کشورهای مترقی غربی و شرقی (به غیر از وسط آن ) به آزادی های سیاسی احترام بگذارد٫ زندانیان عقیدتی و سیاسی را آزاد کند و حکم های سیاسی اعدام را ملغی کند و روزنامه ها و تلویزیون ها را نیز در اختیار همه قرار بدهد.

بی شک در کشوری مترقی با آزادیهای سیاسی اگر این شرایط مهیا باشد و باز هم شخصی یا گروهی دست به اسلحه ببرد و یا شورش کند آنموقع مردم یا به این شخص و گروه خواهند خندید و یا در تیمارستان بستری خواهد شد و در این شرایط آزاد دیگر شورشیان و انقلابیون و گروههای مسلح طرفداری نخواهند داشت و تبدیل به قهرمان هم نمیشوند.پس اگر کسی نتواند حرف و عقایدش را مطرح کند دست به اسلحه خواهد برد و شورشی میشود نمیشود در سرزمینی خشم و نفرت کاشت و عشق ومحبت و دوستی درو کرد میشود آن را ساکت کرد و از جایی بالاخره نشت خواهد کرد.    

بخشی از دیالوگ فیلم The Baader Meinhof Complex

دفاعیه اولریک ماینهف در دادگاه بعد از ۳ سال حبس و شکنجه خطاب به هیت منصفه و قاضی (او و گروهش مسول بمب گذاری و چندین ترور در اروپا هستند ) :

سوال این است که چگونه یک زندانی بخش انفرادی میتواند به مقامات نشان دهد که رفتارش تغییر کرده است؟ زیرا در تک سلولی که نمیتوان تغییر رفتار را به مسولین نشان داد تنها یک راه وجود دارد و آنهم خیانت کردن است. برای زندانی بخش تک سلولیها راه دیگری وجود ندارد. من حرف میزنم و او خاموش است که در آن صورت زندانی مرده است یا اینکه زندانی حرف میزند و این یعنی اعتراف و خیانت و به استناد همین حقیقت دادگاه عالی فدرال قطعنامه واضح و روشنی دارد: شکنجه میکنیم تا باعث درست شدن تردید و دلهره و ندامت و سرانجام تسلیم شود و بعد از آن سردرگمی و عذاب وجدان شخص تسلیمی را از پای در می آورد.

 

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *