نقش کلیدی دیتا در کسب وکار

پ ن : قبل از شروع به مطالعه این پست بهتر است هوش تجاری را مطالعه کنید.

موانع هوشمند شدن سازمان

ما میدانیم که استفاده کردن از دیتا برای گرفتن تصمیمات بهتر میتواند موجب پیشرفت کسب و کار ما شود و در هر لحظه به ما کمک میکند که تصمیمات بهتری بگیریم. در واقع تصمیمات کنونی ما بیشتر متکی به تجربه مدیریت و یا هوا و هوس و ناشی از احساسات ماست. اینکه رییس یک مجموعه دیشب شام چه غذایی خورده و یا فلان مدیر با همسر و فرزندانش مشکل داشته یا نه ، میتواند روی تصمیمات حیاتی شرکت تاثیر بگذارد. هدف ما به عنوان علاقه مندان تحلیل و هوش تجاری این است که نقش علم و داده را در تصمیمات مدیریتی و بازاریابی شرکت پر رنگ کنیم ما نیاز به یک Vision شفاف و برنامه ریزی شده داریم تا هنر و علم را در کنار هم قرار دهد هنر مدیریت و علم مدیریت.

ما ابتدا شاخص های عملکرد سازمان خود را مورد بررسی قرار میدهیم و سوالاتی که جوابشان برایمان ارزشمند است پیدا میکنیم. مثلا در ۵ سال گذشته خرید تجهیزات شبکه در چه ماهی کمتر از بقیه بوده و یا بر اساس بازپرداخت مشتریان هر مشتری تا چه سقفی میتواند به صورت غیر نقدی جنس بخرد یا اعتبار دارد . و یا چطور مشتریان را تفکیک کنیم ؟ با طبقه بندی داده ها و تمیز کردن آن ما داده های ناقص و یا اطلاعات مشتریانی که فوت کرده اند! ویا هر داده ی بدرد نخور دیگر  را کنار میگذاریم.

یکی از مشکلاتی که سازمانهای ما دارند وجود دیتابیس های مختلف از نرم افزارهای مختلف است مثلا سیستم حسابداری ما ربطی به سیستم ارتباط با مشتری ندارد و یا سیستم حضور و غیاب جدا از سیستم حقوق و دستمزد است در واقع همه ی این سیستمها توسط برنامه نویسان طراحی شده و به خوبی کار میکند ولی مفت هم نمی ارزد در اینجا  گفتم که صرف کد نوشتن برای یک مهندس نرم افزار کفایت نمیکند و نقش یک تحلیل گر سیستم یا یک مهندس IT بسیار پر رنگ تر  و بالاتر است.

در سازمان ما به سیستمهای یکپارچه نیاز داریم تا همه ی داده های ورودی شرکت را به دقت اندازه گیری کند و مدیر بازاریابی یا مدیر عامل بتواند بر آن اساس تصمیم بگیرد. بگذارید صریح تر صحبت کنم وظیفه اصلی سیستم های نرم افزاری جمع آوری داده های ارزشمند و تصمیم گیری بر اساس گزارش ها و تحلیل های آن است. اما کسب و کارها متاسفانه فکر میکنند که کار یک نرم افزار مالی صرفا ارایه ترازنامه به دارایی بررسی سود و زیان سالانه شرکت و یا محاسبه حق بیمه و دستمزد و … است. طنز ماجرا این است که سیستمهای مالی ما شبیه نگرش کوتاه مدت ما در کشور یکساله است و بعد از یک سال تمام داده های مالی از دسترس خارج شده و شما نمیتوانید یک گزارش ۵ ساله از داده های خود یا ۱۰ ساله بگیرید یعنی یک شرکت با ۲۰ سال سابقه فقط روی سال جاری متمرکز است و همان داده ها را هم به صورت Real Time در اختیار دارد.

مشکل دیگر سیستم های نرم افزاری ضعف در ورود اطلاعات است به عنوان مثال برنامه نویس صرفا به دلیل راحتی کار خودو یا فشار کارفرمای ناآگاه فرم هایی را درست میکند که تمام فیلدهای آن را با Text میشود پر کرد و کاربر تنبل هم مثلا به جای آدرس ایمیل مشتری عبارت “۱۱۱۱۱۱” را وارد میکند در واقع همه ی ما دست در دست هم تلاش کرده ایم که سیستم نرم افزاری را دور بزنیم و آن را ناکارمد کنیم از مدیر پروژه بگیرید تا کاربر نهایی که فرم ورود اطلاعات را به سخره گرفته است.

البته اشتباه نکنید سیستم کار میکند نرم افزار بدون ایراد ۱۰ سال است که کار میکند ولی به جای اینکه داده ی قابل اتکا و قابل تحلیل تولید کند یک مشت آشغال تولید میکند یک ماشین عجیب و غریب درست کرده ایم که مشود در باک آن هم آب ریخت هم نفت و هم بنزین سوپر هر جور داده ی مزخرفی را قبول میکند و کنترل ورودی ندارد و معلوم است که خروجی آن هم آشغال خواهد بود به این شکل کسی که در کشور ما تلاش میکند که با دیتای یک کسب و کار تحلیل کند ناچار است بیشتر زمان خود را به تمیز کردن این آشغال ها تلف کند و جالب این است که به نظر همه ی  متخصصان چنین سیستمی بدون ایراد است و خوب کار میکند!

نمیخواهم زیاد خسته تان کنم و در جمع بندی این بخش باید بگویم که چهار ضعف بزرگ مانع تحلیل داده های کسب و کار شده است.

  1. جزیره ای بودن نرم افزارها در سازمان
  2. ضعف نرم افزارها در فرم های ورود اطلاعات
  3. پیوسته نبودن نرم افزار در بازه های بیشتر از یک سال
  4. ناآگاهی کاربران از اهمیت داده

پ ن : اینهایی که گفتم و باز هم میگم مانع نمیشود که ما کار نکنیم و دست روی دست بگذاریم بلکه باید با صبر و حوصله موانع را کنار زده و دیتای تجاری خود را تحلیل کنیم که بعدا شرح کاری که میخواهم بکنم در اینجا مینویسم.

 

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

7 دیدگاه برای «نقش کلیدی دیتا در کسب وکار»

  1. فواد عزیز، مختصر و مفید نوشتی، برای من که آموزنده بود.
    درباره جزیره ای بودن دیتابیس ها از کودکی تجربه داشته ایم که هر جا رفتیم، کپی شناسنامه و کارت ملی و پایان خدمت و آخرین مدرک تحصیلی را از ما خواستند، در حالی که خود سازمان های دولتی این مدارک را به ما داده اند.
    یک مورد دیگری که من تجربه کرده ام، ناقص بودن داده هاست. مثلا اگر بخواهیم متوسط سابقه کارکنان سازمان یا متوسط زمان پروژه ها را بدست بیاوریم، می بینیم که تاریخ استخدام یک کارمند ثبت شده ولی تاریخ اخراج یا بازنشستگی او مشخص نیست، و در کارمند دیگر حالت برعکس برقرار است.
    در واقع نداشتن بعضی از داده ها باعث می شود که بسیاری از داده های دیگر نیز ارزش خود را از دست بدهند.

    1. ممنونم علی جان. اگر انتظار داشته باشیم یک سیستم ERP درست کار بکند و داده های با کیفیتی داشته باشیم باید نقش هر کس مشخص باشد . بدون همکاری رده های مختلف سازمان یک سیستم نرم افزاری کاملا ناکارآمد میشود.

  2. سلام
    خیلی ممنون از این مطلب و هم چنین مطلب مربوط به تحلیل نرم افزار. من چند سالی تحلیل گر سیستم بودم. بسیار درست است. لطفا از این مطالب بیشتر بنویسید. ممنون.

  3. سلام ببخشید یک سوال داشتم: چرا شما و بسیاری از افراد تبدیل به کارگران رایگان برای معرفی شعبانعلی تبدیل شدید؟
    این واقعا سواله
    یکسری به یکسری سایت های دنباله روی ایشون بزنید
    که یا حذف کردن…یا ادامه ندادن و متروک موندن…
    حرف من شعبانعلی نیست…کلا به نظر من چالش های جوونهای ما بخصوص بیکاری باعث شده شعبانعلی ها دربارشون تصمیم بگیرن:
    همین متمم که شما دارید نام و اسمتون رو خرج می کنید براش…به صراحت گفته ما اصلا مدرک نمی دیم؛ مهارت می دیم…
    تو تمامی سیستم دولتی و حتی بانک ها و حتی دعوت کردن به صداوسیما، لقب و عنوان مهمه…
    مدرک گرایی تو کشور ما نهادینه شده و اگر هم برداشته بشه…به عمر من و شما قد نمی ده بزرگوار
    سیاه نمایی نمیخوام بکنم اما به نظر من شما و خیلی عزیزان فقط در زمین متمم و منافع شعبانعلی ها بازی می کنید.
    مطالعه کردن یک اراده میخواد و بس…چرا نوشتن و چرا تبلیغ شعبانعلی و متمم؟
    یک کم تو رو خدا فکر کنیم…
    تمامی افراد حاضر در متمم کدومشون به موفقیت چشم گیری رسیدند و یا اسمشون رو شنیدیم؟؟؟
    تقریبا هیچ…
    حرف خیلی زیاده
    دغدغه شما…نوشتن شما ارزشمنده…ولی آخرش چی؟

  4. سلام آقای کاظمیان . الان این کامنت شما رو دیدم فکر کردم خدایی نکرده بات یا اسپمر هستید 🙂 چون همین سوالات رو دیروز توی پست دیگه پرسیده بودی و من هم ارجاعتون دادم به : https://goo.gl/1hKZHe
    چون اونجا پاسخ این شبهات رو دادم و نیازی نیست دوباره براتون بنویسم.
    من هر چی فکر میکنم به این نتیجه میرسم: خیری که از متمم به من رسیده خیلی خیلی خیلی بیشتر از خیری است که من به متمم رساندم. شما هم به جای حرص خوردن بهتره که آروم باشید و غصه ی من و سایرین رو نخورید. راهتون رو برید و بزارید ما هم راهمون رو بریم. سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *