چطور میشود جبران کرد؟

پ ن:  بر خلاف باور عموم نمیشود جلوی ضرر و زیان را گرفت فقط میشود بیشتر سود کرد.

جلوی دزدیده شدن ماشینتان را نمی توانید بگیرید حتی اگر آن را قفل کرده باشید.جلوی مرگ عزیزان را نمیشود گرفت. جلوی بیماری سرطان و سایر بیماریها را هم نمیشود گرفت حتی اگر ورزش کنید و یا تغذیه ی خوبی داشته باشید باز هم در مقابل بیماری های صعب العلاج درمانده ایم. ما ضرر و زیانهای زیادی در شرکت متحمل میشویم از خرجهای اضافه ی پرسنل تا اشتباهات فنی کارکنان و همچنین کالاهای مرجوعی و خدمات گارانتی و … ولی چه کار باید کرد ؟ ما با فروش زیاد جلوی زیان فراوان را میگیرم همچنان که با درآمد بیشتر میتوان جلوی زیانهای مالی را گرفت.

در گذشته وقتی آمار مرگ و میر بچه ها زیاد بود خانواده ها با تولد بیشتر جلوی مرگ را میگرفتند و اگر امروز ما نخبه ای را از دست داده ایم بکوشیم یا نخبه شویم ویا با  تربیت خوب فرزندان  مرگ عزیزان و نابغه ها را جبران کنیم. به نظر میرسد تنها پادزهر مرگ, زندگی است. 

هر زیانی را تنها با سود میتوان جبران کرد و باید قبول کنیم که زیان و خسران بخش جدایی ناپذیر زندگی ماست و البته من مخالف پیشگیری نیستم ولی عموما نمیشود جلوی مصیبت ها را گرفت پس اگر گلهای باغچه شما پژمرد گلهای بیشتری بکارید.

منتشرشده توسط

Donkishot

فواد انصاری هستم کسی که تمام طول عمرش در مقایسه با عمر هستی و قدمت زندگی به اندازه ی چشم بر هم زدنی نیست و زندگیش یک سنگریزه ی کوچک بین دو عدم و دو سیاهچاله است. ولی این سنگریزه میخواهد خود به زندگیش معنا دهد و آن را باز تعریف و تغییر شکل دهد. foad.ansary@gmail.com

6 دیدگاه برای «چطور میشود جبران کرد؟»

  1. فواد عزیز.
    خیلی این نوشته و تحلیلت درباره‌ی مرگ و از دست دادن افراد نخبه و فرهیخته دوست داشتم.
    واقعاً نمی‌شه جلوی مرگ و بیماری چنین افرادی رو گرفت ولی می‌شه تلاش کرد و استعدادهای نهفته‌ای که وجود دارن رو پرورش داد تا همیشه جایگزین‌هایی برای ادامه‌ی راه وجود داشته باشه.

  2. سلام بر فواد عزیز
    تا اینجا که طاهره گفت که این نوشته احساسیت خیلی خوب است را قبول دارم اما تحلیل را شاید از نگاه سیستمی دچار خطای جابجایی بار می بینم .
    ( داستان قدیمی آن کس که غریق‌ها را در رودخانه نجات می‌داد و دیوانه‌ای در بالادستِ رودخانه در حال انداختن مردم به داخل آب بود از این جنس است.

    حالا فرض کنید که به جای جستجوی دیوانه، اداره‌ی امور نجات غریق‌ها را تاسیس کنیم.)
    البته احساسات در انتخاب مثال های دیگر نوشته ، کاملا” گویای اوضاع و احوال نوشتن هست اما دوست خوب من ،نه مشکل فرار مغزها را در تحلیل پاسخ گفته ای و نه راه حل پیشگیری از سرطان یک نخبه ، تولید مثل بیشتر است .
    یادمان باشد که او باقی مانده یک اتوبوس نخبه ریاضی است که در جاده چپ میکند از کدام سیستم و از کدام ارزش صحبت میکنیم .
    چه کسانی بابت آن فاجعه محاکمه شدند . و تا چه حد این سیستم برای این نخبه ها ارزش قائل بود .

  3. سلام آقای امینی عزیز . فکر کنم اینجا خلط مبحث شده و قصدم نوشتن در مورد مرگ نخبه ها نبود بلکه فقط به عنوان یک مثال میان مثال ها مطرح کردم البته شاید مقصر نوشته ی کوتاه من باشه به همین دلیله که از نوشته های کوتاه متنفر هستم. مستحضر هستید که برای زن و شوهری که در فقر و محرومیت هستند و دسترسی به بهداشت و … نداشته اند یا الان هم ندارند تنها ترین راه ونه الزاما بهترین راه زاییدن بچه های چهارم و پنجم است چرا که این افراد نمی توانند وضعیت بهداشتی و دارویی و … را بهبود ببخشند. حتی اگر غریق نجات هیچ راه دیگری نداشته باشد نجات افراد ولو تعداد کمی از آنها کار درست و منطقی به نظر میرسه چرا که این تنها راه ممکن و تنها کاری بوده که شخص میتوانسته انجام دهد حتما میدانید که همه مسئولند ولی هر کسی در جایگاه خودش و به نسبت اختیار خودش همچنان که همه مقصرند اما نه به اندازه ی هم.
    در کل باید بگم بحث من جداست و چیز دیگری منظورم است. راه حل من مربوط به زیان های غیر قابل حله . و البته این راه حل یک راه حل پیشگیرانه نیست بلکه بعد از وقوع اتفاقه جایی که نه میتوانیم پیش بینی کنیم . نه میتوانیم به عقب برگردیم و نه میتوانیم موضوع را حل کنیم. .

  4. با تشکر از نویسنده
    خیلی وقت بود که میخواستم نوشته ای نه چندان طولانی و تاحدودی ارامش بخش این مورد بخونم که پیداش نمیکردم
    بهتر شدم
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *