شهریبان نگهبان شهر

شهری بان یک ایده ی جدید برای رفع مشکلات شهری است.  این وب سایت و روبوت تلگرامی توسط دوستان خوبم یعنی سهیل عباسی و آرش امانی و سیروان عفیفی  راه اندازی شده و امیدوارم همه ی کسانی که در سنندج زندگی میکنند و مشکلات شهری را میبینند گزارش های خودشان را اینجا ثبت کنند.

مردم باید کم کم و با هر تلاشی که شده دولت و نهادهای دولتی را کنار زده و خودشان سازمانهای مردم نهاد یا NGO های متحدی تشکیل دهند هر جا که توانستند مسایل را حل کنند و هر جا که نتوانستند با عزم و اراده ی متحد به دولت فشار بیاورند تا وظایف خودش را به نحو احسن انجام دهد.

باور دارم که سازمانهای مردمی پیشروترین و مترقی ترین سازمانهای هر کشور خواهند بود و هر چقدر این تلاشها بیشتر و جدی تر باشد رسیدن به توسعه آسانتر خواهد شد.

خوشبختانه سازمانهای مردمی در سنندج بسیار فعال هستند ولی عموما در حوزه ی محیط زیست و امور فرهنگی  فعالیت میکنند ما به NGO های زیادی در حوزه های شهری – گردشگری – آموزشی و اجتماعی و اقتصادی نیازمندیم تا هم کار گروهی را تمرین کنیم و هم یک نیروی پیش برنده ی مستقل داشته باشیم.

پست سیروان عفیفی و سهیل عباسی و آرش امانی را هم در مورد شهری بان بخوانید .

به روز رسانی در ۱۸ تیر ۹۷ :

شهریبان برای سایر شهرهای ایران نیز اضافه شده و میتوانید مشکلات شهر خودتان را ثبت کنید.

بازی در زمین های کوچک

شاید حدود ۲۰ سال پیش بود که برای اولین بار بازیهای لیگ قهرمانان اروپا از تلویزیون به صورت زنده پخش میشد (همه ی بازیها تقریبا). این موضوع برای من و دوستانم که بیست و چهار ساعت توی کوچه مشغول فوتبال بازی کردن بودیم جذاب بود اونموقع من طرفدار پروپاقرص یوونتوس و البته تیم ملی ایتالیا بودم (مثل همین الان).

ما عادت داشتیم که در مورد فوتبال صحبت کنیم من و وریا و فواد(یه فواد دیگه!) و کاوه وقتی حتی به نانوایی هم میرفتیم با هم در مورد فوتبال و بازیکنهاش جروبحث میکردیم اونموقغ چیزی حدود سه یا چهار ساعت توی صف نانوایی بودیم روبروی نانوایی و توی سایه مینشستیم و وراجی میکردیم.

بعدش تصمیم گرفتیم که نتایج بازیهای اون سال رو پیش بینی کنیم یادمه که وریا طرفدار اینتر بود فواد طرفدار آرسنال و کاوه هم طرفدار منچستر. بعد فواد یک جدول برامون کشید و تمام بازیهای گروهی را پیش بینی کردیم تا جایی که یادمه نفری ۱۰۰ تومان پول گذاشتیم قرارمون این بود که نفر اول ۲۵۰ تومان پول ببرد و نفر دوم ۱۵۰ تومان نفر سوم و چهارم هم هیچی! هر شب با هیجان بازیها را دنبال میکردیم و می دیدیم که چه رقابتی بینمون در جریانه از نتایج همدیگه با خبر بودیم و لذت میبردیم این یک پیش بینی بزرگ در یک زمین کوچک بود یک پیش بینی ۴ نفره که شبیه پیش بینی های نود و روبیکا و شبکه سه نبود وقتی من یک نتیجه را درست پیش بینی میکردم خودم احساس اول بودن داشتم نه اینکه احساس کنم یک میلیون نفر آدم دیگر هم همون نتیجه را پیش بینی کرده اند.

بازیهای رقابتی در زمینهای بسیار بزرگ را دوست ندارم اینکه ثابت شود فقط شانس و قرعه تو را میتواند بالا بکشد اینکه چند میلیون نفر دیگر هم گفته اند ایران به اسپانیا میبازد اونهم با نتیچه یک بر صفر.

امسال از شرکت اسپیرو (نمایندگی رسمی محصولات لاجیتک )باهام تماس گرفتند به واسطه ای اینکه فروشگاه ما یکی از فروشنده های خوب محصولات لاجیتک شامل صفحه کلید و موس و …. است بهم پیشنهاد کردند که در پیش بینی اینترنتی مسابقات شرکت کنم و مسابقات بین فروشنده های این محصول در کشور برگزار میشه یعنی کسانی که کد نمایندگی دارن و جایزه هم شامل اعتبار خرید محصولات خواهد بود.

بازی در زمین های بزرگ هویت آدم رو ازش میگیره آدم احساس میکنه که یک نقطه ی سرگردان در بی نهایته احساس میکنه سهم اختیار و اراده اش در مقایسه با سهم شانس و اقبال خیلی ناچیزه. من تو این قرعه کشی بالا و پایین رفتنم رو در جدول احساس میکنم و میدانم کی جلوتر از من وکی عقب تر از منه با هر پیش بینی رتبه ام در جدول تغییر میکنه و با چند میلیون آدم سر وکار ندارم.

شاید برندهای دیگر هم میتوانستند برای مشتریان و کامیونیتی های خودشان چنین مسابقه ای برگزار کنند تا مردم هم به جای رقابتهای ملیونی لذت بازی در زمین های کوچک را حس کنند. نمیدانم چه قضاوتی در مورد من می کنید شاید بگویید که بلند پرواز نیستم یا از رقابت های بزرگ میترسم ولی فارغ از پیش بینی فوتبال و حتی در زندگی شغلی و خانوادگی هم همیشه و همیشه بازی در زمین های کوچک را دوست داشته ام و ترجیح داده ام.

اگر فرزند دختر دارید نوشته ی النا بلوتی

http://www.gajmarket.com/Media/Thumbs/0019/0019277--.jpg

قبلا در خصوص تربیت کودک کتابهایی از روسو یا پیاژه و ماکارنکو  و … خوانده بودم. ولی اینکه به صورت تخصصی بخواهم در مورد تربیت دختران بخوانم خیر. کتاب “اگر فرزند دختر دارید” به صورت تخصصی در مورد تربیت دختران و شیوه شکل گیری شخصیت آنها در جامعه است.

با خواندن این کتاب می فهمیم که دختران در یک شرایط نابرابر و با پیش زمینه های ذهنی زیادی به دنیا می آیند که هر کدام از آنها میتواند تربیت دختران را به بیراهه ببرد. و  آمار نشان می دهد لطف و محبت مادران به فرزندان پسر بیشتر از دختران است این اظهار محبت بیشتر مادر به پسر ناشی از تمایلات فرویدی است و تمایلات پدر به پسر هم ناشی از اجداد دهقان اوست که پسرها را برای کار بیشتر میخواستند و دختران را بی فایده می دانستند پس دحتران از دو جهت مورد آسیب قرار گرفته اند حتی اگر سیستمهای مرد سالارانه و قوانین مذهبی و سیاسی را کنار بگذاریم.

حمایت و محبت مادر از پسر از  شیر دادن به نوزاد  تا مراحل بالاتر زندگی را شامل می شود و تبعیض ناخودآگاه قرنهاست که اثراتش باقی مانده هر چند که قبول میکنم کمرنگ تر شده است.

برای اولین بار جان استوارت میل در سال ۱۸۶۹ و در کتاب اسارت زنان مفهوم طبیعت زنانه را به پرسش کشید و نشان داد که چگونگی این صفات حاصل منطقی یک وضعیت تاریخی فرهنگی و اجتماعی مشخص است و گفت ضعف اراده زنان ناشی از تربیت نادرست آنها در بچگیست و به جنسیت آنان مربوط نمیشود.

زنان را سرزنش میکنند که اتکا به نفس، میل به استقلال و آزادگی و تمایل به پرورش شخصیت وشکوفایی فردی خود را ندارند حال آنکه در واقع این ها همان چیزهایی هستند که در مسیر زندگی دختران از آغاز تا هنگام بلوغ که زمان گزینش های اساسی است سخت ضربه میخورند و بسیار تضعیف میشوند. ص ۱۶ پیشگفتار

حال اگر زنان و دختران سرزمین خود را دیدیم که اراده ی کافی برای تغییر سرنوشت خود را ندارند و دچار ضعف ها و کاستی ها زیادی هستند باید متوجه شویم که این ضعف ها نه ناشی از جنسیت آنها بلکه ناشی از بی خیالی و بی لیاقتی والدین آنهاست که نتوانسته اند گوهر قدرتمند ذات انسانی او را به خودش نمایان کنند.

با هم پاراگراف هایی از کتاب را بخوانیم:

اگر مادر فرزندش را وادارد که در کوتاه ترین مدت ممکن شیر خوردن را به پایان برساند و در عین حال سر لگن به نتیجه محسوسی برسد در وجود کودک اضطرابی شدید شکل میگیرد که حاصل میل به گوش دادن به حرف مادر و ناتوانی انجام آن است. در این حال ناراحتی و تنش کودک ممکن است حاد شود. چنین کارهایی اگر از بزرگترها خواسته شود  بی تردید سادیسم نام میگیرد ولی روا داشتن سادیسم در مورد کودکان بسیار رایج است و هیچ کس به آن اعتنایی ندارد. ص ۶۲

 

میتوان تصریح کرد که مادرها در برخورد با دخترها خشک تر، سخت گیرتر و پرتوقع تر هستند (نسبت به برخورد با پسرها). به ویژه هنگامی که دخترها پرتحرک یعنی فعال، کنجکاو، مستقل، پرسروصدا و دارای جنب و جوش بسیار زودرس هستند. به عبارت دیگر رفتارهایی دارند که مردانه به حساب می آیند. دختر بچه ی کم تحرک یعنی آرام، منفعل و کم توقع بدون دشواری زیاد می پذیرد که خواسته های مادرش را برآورده کند زیرا این خواسته ها با نظم و ترتیب و ثبات سازگارند و در نتیجه چندان دلیلی ندارد که مادر و دختر با هم درگیر شوند اما با دختر بچه ی پر جنب و جوش و پر هیاهو (ویژگی هایی رفتاری که از نخستین روزهای زندگی آشکار میشود) نیز همانند دختر کم تحرک رفتار میکنند و او هم گاهی واکنش های تندی نشان میدهد و از آنجا که پر تحرکی دختر یگانه صفتی است که در کلیشه های عامیانه جای نمی گیرد، دخالت های خشونت آمیزی صوت می گیرد تا دختر بچه راهی جز این نداشته باشد که نوع خاصی از پرخاشگری به اصطلاح “زنانه” یعنی پرخاش به خویش گریه های طولانی و دلسوزی بری خود برگزیند. ص۵۶

 

ایرن لیزن مورد بسیار شاخص یک دختربچه ی پرتحرک بسیار بی قرار و شیطان را نقل میکند که پیش از دوازده ماهگی راه رفتن را شروع کرده و براساس آزمون هایی که روی او صورت گرفته در تمام عرصه ها رشد زودرس داشته است. جنب و جوش او در هجده ماهگی درگیری های گسترده ای را با مادرش در پی داشته است. مادر تصمیم می گیرد که قدرت مندانه و قاطعانه عمل کند او که جدی وسواسی و کمال طلب است دوست دارد  اصل راهنمای زندگی اش برقراری نظم در همه ی زمینه ها باشد. دو سه ماه بعد دخترش سر عقل می آید بسیار منظم می شود، مدت های طولانی به کارهای متعدد می پردازد، به نحوی که در سه سالگی بافتنی می بافد، در چهار سالگی وصله میکند، در پنج سالگی رختخوابش را به تنهایی مرتب می کند. اما شب ها دندان قروچه میکند و با خشم  و ناراحتی میخوابد  و به همین دلیل دوباره او را در معرض آزمون های روانی قرار میدهند…. ص ۵۸

پ ن نامربوط:

 

از ترجمه ی کتاب خوشم می آید و اسم مترجم را نگاه میکنم که نوشته محمد جعفر پوینده   به صفحه ی ویکی پدیا میرسم و میبینم در جریان قتل های زنجیره ای این اندیشمند و مترجم برجسته و تحصلیکرده سوربون فرانسه به قتل رسیده است نمیدانم به حال او گریه کنم یا به حال خودم . اعصابم ضعیف شده و کتاب را میبندم. روی سنگ قبرش نوشته شده :

نویسنده باید بار دو مسولیت بزرگ را که مایه ی عظمت کار اوست به دوش بگیرد . خدمت گذاری حقیقت و خدمت گذاری آزادی و نویسنده باید شرف هنر را پاس بدارد. خدمت گذار حقیقت و آزادی محمد جعفر پوینده

پوینده ی عزیز در سال ۹۷ برای تو مینویسم، کتابهایی که از بالزاک و ماکارنکو ترجمه کرده ای خواهم خواند و درباره ی آنها خواهم نوشت. دانه ای که تو کاشته ای آب خواهم داد تا روزی که به درختی تنومند تبدیل شود. ما خوب میدانیم که جلادان قادر به کشتن کلمات نیستند هر آنچه که نوشته شود در حافظه ی تاریخ و جامعه ثبت میشود. حتی اگر تو نباشی، حتی اگر من نباشم. اگر میلیونها ماهی نیز با قصه های تو بخواب بروند یکی از ماهیهای کوچک تا صبح خوابش نمیبرد و به دریا فکر میکند. حرف هایی که به فارسی گفته ای من آن را به کوردی ترجمه میکنم و برای بچه ام میگویم کلمه جاودانه است و این قصه ادامه دارد. راستی امروز بر حسب اتفاق سالروز تولد توست تولدت مبارک رفیق.