چطور برای خودمان یک لپ تاپ درست کنیم؟

پ ن: همیشه از مهندسانی که به معنی واقعی کلمه Maker هستند خوشم می آید. مثلا وقتی کتاب زندگی نامه استیو جابز رو میخوندم با یک مهندس واقعی آشنا شدم به اسم وازنیاک که سری اول کامپیوترهای مکینتاش رو با دست خودش ساخت بدون هیچ تجهیزات پیشرفته ای و بدون خط تولید و یا کارگاه پیشرفته ای . البته وازنیاک تلویزیون خانه اش رو هم خودش ساخته بود. شاید ستون اصلی شرکت اپل همین وازنیاک بوده که البته آن چنان سر به زیر و درون گرا بوده که چندان معروف نیست و افراد زیادی او را نمی شناسند.

به هر حال من همیشه  پروژه هایی که در بنیاد رسپبری پای گذاشته میشود و برایم جالب است دنبال میکنم. و البته یکی از خوانندگان مجله MagPi هستم و حتما شماره های جدید این مجله رو مطالعه میکنم. تلفیقی از الکترونیک،برنامه نویسی، و خلاقیت. با خریدن بردهای رسپبری پای و نصب سیستم عامل Raspbian شما میتونید علاوه بر داشتن یک سیستم خانگی کوچک مجله های جدید و آخرین اخبار دنیای شگفت انگیز رسپبری پای را دریافت کنید. بردی که من دارم با رم ۱ گیگ عرضه شده ولی بردهای جدید فعلی با رم ۴ و ۸ گیگ وارد بازار شده و میتونید آنها را تهیه کنید.

بار اولی که از تلفیق الکترونیک و برنامه نویسی لذت بردم برمیگرده به زمان دانشجویی سال اول کارشناسی. یک واحد درسی به اسم زبان ماشین داشتیم که با میکروکنترلر ۸۰۵۱ کار میکردیم یک IC چهل پایه معمولی که میشد فرمانهای ساده بهش داد و ازش خروجی گرفت. پروژه ی ما یک دستگاه تخمین مسافت بود که با تکنولوژی اولتراسونیک کار میکرد و با استفاده از یک LCD کوچک Seven Segment فاصله دستگاه تا دیوار را محاسبه و نشان میداد . بعدها هم وقتی در یک شرکت اتوماسیون صنعتی فروشنده بودم با دستگاههای کنترل و برنامه نویسی آن بیشتر آشنا شدم دستگاههایی مثل کنترل مرغداری یا موتورخانه و یا سیستمهای هوشمند کشاورزی و …  زمانی هم که در شرکت نفت کار میکردم با زیمنس و کنترل صنعتی آشنایی پیدا کردم و همچنان علاقه مند به این حوزه باقی ماندم.مسیر شغلی من به عنوان فروشنده من را هر چه بیشتر از برنامه نویسی سطح پایین و دنیای کنترل دور کرد ولی همیشه به عنوان یک تفریح به آن نگاه کرده ام و گاهی هم برای دل خودم کارهای کوچکی کرده ام در واقع اسباب بازی هایی را درست کرده ام .پروژه ای که برام جالب بود و خواستم اینجا با شما به اشتراک بزارم :

Raspberry Pi and Arduino Laptop

چیزهایی که برای این پروژه لازم داریم شامل:

  • Raspberry Pi 3
  •  ۲*Arduino Micro
  • Seven inch Raspberry PI screen
  • Lithium 18650 Batteries
  • Powerbank circuit
  • USB hub
  • Mini USB keyboard
  • Male USB
  • SPI OLED

خوبی که رسپبری پای ۳ داره اینه که هم WiFi داره و هم بلوتوث یعنی لپ تاپ شما هم این دو فناوری رو داره.

این تصویر صفحه نمایش ۷ اینچی ماست که با ریبون کابل به GPIO رسپبری پای وصل میشه GPIO یک قسمت ۴۰ پایه در رسپبری پای است که میشه با پایه های آن به انواع دستگاه ها وسنسورها وصل شد و قابل برنامه نویسی هستش رسپبری پای به واسطه همین GPIO یک ابزار مناسب برای آموزش و برنامه نویسی سطح پایین و یا پروژه های IoT (اینترنت اشیا) است.

نصب سیستم عامل

مرحله بعد دانلود Raspbian به عنوان سیستم عامل رایگان و نصب آن روی MicroSD (مموری گوشی) است این سیستم عامل یک توزیع از نسخه معروف لینوکس دبیان است. این سیستم عامل خیلی خوش ساخت و عالی کار میکنه و کار کردن باهاش خیلی ساده ست. من باهاش تو اینترنت میچرخم. با پایتون به شکلی مبتدیانه برنامه های کوچک مینویسم و یا برای دخترم نقاشی میکشم و فیلم نگاه میکنم و کتاب میخوانم  و .. میشه از Libre Office لینوکس هم استفاده کرد و مشغول بود.

انتقال تصویر به صفحه نمایش:

تصویر رسپبری پای به صورت پیش فرض از طریق پورت HDMI انتقال داده میشه و اگر بخوایم که از طریق GPIO به صفحه نمایش ۷ اینچی منتقل کنیم باید کد زیر را به فایل  config.txt که در سیستم عامل وجود داره کپی کنیم:

<p>dtoverlay=dpi24<br>enable_dpi_lcd=1
display_default_lcd=1
dpi_group=2
dpi_mode=87
dpi_output_format=0x6f005
hdmi_cvt 1024 600 60 6 0 0 0</p>

باطری لپ تاپ:

ما سه تا باطری ۲۴۰۰ میلی آمپر میخوایم (۱۸۶۵۰ batteries) که این ۷۲۰۰ میلی آمپر صرف روشن شدن برد و صفحه نمایش میشه اگه از برد به تنهایی استفاده میکردیم به یه آداپتور ۲ میلی آمپر نیاز داشتیم فقط ولی صفحه نمایش برق بیشتری مصرف میکنه.

با این سه باطری که به شکل موازی به هم وصل شده اند میشود ۴ تا ۵ ساعت برق لپ تاپ را تامین کرد ولی اگر بخواهیم که مدت بیشتری برق داشته باشیم میتوانیم دوباره باطری اضافه کنیم ولی به دلیل حجم باتری جادادنش در قاب لپتاپ غیر ممکنه. همجینین میتوایند میزان مصرف باطری را هم با یک آردوینو روی صفحه نمایش یفرستید. برای تصال برق رسپبری پای بهتره که از سیمهای ضخیم استفاده کنیم و کابل حتما با کیفیت باشد. سیمهای نازک که درصد مس کمی دارند برق دهی لپ تاپ رو با مشکل مواجه میکنند.

مرحله بعدی نمایش مصرف باطری روی صفحه نمایشه  که البته این تنها راهش نیست و راه های ساده تری وجود داره.اتصال آردوینو و صفحه نمایش کوچک برای نمایش مصرف باطری.

https://cdn.instructables.com/FHX/61B7/J9OW8A2N/FHX61B7J9OW8A2N.LARGE.jpg?auto=webp&frame=1&width=1024&fit=bounds

با کد زیر میشه مصرف باطری رو روی یک OLED کوچک ۷ پین فرستاد.

.setFont(u8g_font_helvB14r); // font
u8g.drawStr(19, 16, “BATTERY”);
u8g.setPrintPos(7,55);
u8g.setFont(u8g_font_helvB18r);
u8g.println(Percent); //Prints Percent
u8g.println(“%”);
u8g.setPrintPos(63,55);
u8g.setFont(u8g_font_helvB18r); //A slightly larger font
u8g.println(Voltage); //Prints the voltage
u8g.println(“V”);
u8g.drawRFrame(0, 23, 128, 1, 0);
}
void setup(){
pinMode(analogInput, INPUT);
}
void loop(){
value = analogRead(analogInput);
Voltageout = (value * 5.0) / 1024.0;
Voltage = Voltageout / (R2/(R1+R2));
if (Voltage<1) {
Voltage=0.0; // get rid of unwanted readings
}
if (Voltage>5.00) { //

برای درست کردن لولای لپ تاپ هم میتونید یا اون رو از خدمات پس از فروش و تعمیرات لپ تاپ بخرید و یا از لپ تاپ های کهنه و ضایعات استفاده کنید کیبردهای ۷ اینچی رو هم میشه تهیه کرد فقط اگر داخل قاب پلاستیکی هستند باید با احتیاط پلاستیکش جوری که بشه در قاب یا کیس برد گذاشت.

Things to Look Out For/improve On

اگر هم میخواید یک وب کم به لپتاپ دست ساز اضافه کنید این رو بخونید .

Getting started with the camera module

و اینجا هم میتونید دوربین رو بخرید. در شرایطی که قیمت وب کم به بالای ۲ میلیون رسیده خرید یک ماژول دوربین برای رسپبری پای میتونه پیشنهاد خوبی باشه.

پ ن پایانی: موضوع این پست با پستهای دیگر این بلاگ متفاوته و خوبی یک وب سایت شخصی هم همینه . یعنی نوشتن آزادانه چیزی که دوست داری بدون اینکه به خواننده متعهد باشی. و من میخواستم از این امتیازی که دارم استفاده کنم . امیدوارم این پروژه ها براتون جالب باشه چون شاید در آینده بیشتر براتون نوشتم خصوصا از چیزهایی که برای دخترم خواهم ساخت (چیزهایی شاید شبیه اسباب بازی).

حل مشکل سایت تمرکز (پست موقت)

وب سایتی که مربوط به ترجمه گروهی کتاب تمرکز است مشکل داشت و امروز در یک دامنه ی دیگر بارگذاری شد. آدرس سایت جدید http://focus-book.ir  است. با تشکر از دوست خوبم سیروان که زحمت تغییر دامنه رو کشید.

بابت مشکل پیش آمده معذرت میخوام و از دوستانی که پیگیر بودن و ایمیل دادن ممنونم.

جلوگیری از تصادفات با استفاده از آنالیز داده

پ ن: این مطالب صرفا ذهنم رو مشغول کرده و میخوام رو کاغذ بیارم که ذهنم آزاد بشه ،ادعایی نسبت به فهم خودم یا یاد دادن چیزی به کسی ندارم همینطوری مثل روزنامه بخونید.موضوعی که یه مدت فکرم رو به خودش مشغول کرده و برام بیشتر شبیه “به راه بادیه رفتن” است

“preventing car crashes by data analyst”

خود این چالش رو میشه به سه فاز تقسیم کرد:

Data collection and fusion, pre processing phase, Visual exploration and analysis

اما آیا میشود با استفاده از جمع آوری داده ها تصادفات آتی رو با دقت بالایی پیش بینی کنیم؟ اما چه نوع داده هایی رو باید جمع آوری کنیم: ما به سه دسته اطلاعات شامل: اطلاعات محیطی، اطلاعات ماشین، اطلاعات راننده نیاز داریم. چیزهایی مثل:

محل تصادف: باید توسط کارکنان راهداری،پلیس و بیمارستان ثبت شود که البته در حال حاضر یک پایگاه مشترک بین این ارگانها وجود داره که اطلاعات تصادف را ثبت میکنند ولی ناقصه مثلا در صحبتی که باهاشون کردم میگن راننده های ما که به اونجا اعزام میشن GPS برای ثبت زمان و مکان دقیق تصادف رو ندارن و فقط یک اطلاعات کلی از اونجا میدن مثل توی فایل اکسل مینویسند محور کامیاران ! در حالیکه اگر دقیقا همون نقطه توسط GPS ثبت شده بعدا میشه فهمید که آیا تصادف پر تکرار در اون پیچ یا گردنه به خاطر دید کم بوده یا وضعیت جاده و … حتی با ثبت نقطه و زمان تصاوف میشه به دیتای هواشناسی هم رسید و فهمید رطوبت هوا بارندگی و لغزنده بودن جاده به چه صورت بود آیا این عوامل باعث تصادف یا چپ شدن ماشین شده یا خیر پس ما به راحتی از طریق دیتای مکان میتونیم به هواشناسی هم برسیم اما عوامل دیگه ای هم ممکنه باعث تصادف شده باشه که جلوتر میگم.

تیتروار اگر بخوام به بعضی هاش اشاره کنم شامل: دلیل تصادف(تشخیص پلیس)،میزان روشنایی اون محل،وضعیت ماشین در هنگام تصادف،نوع آسیب جانی و مالی، وضعیت جاده(اتوبان،یکطرفه،خاکی،تقاطع)،تداوم رانندگی که یک متغیر زمانی است. برای مثال: چه نوع خودروهایی بیشترین آمار تصادفات را داشته اند:

اما داده های لازم رو چطور میشه جمع آوری کرد؟ یه راهش استفاده از سایت سامانه اطلاعات حوادث و حمل و نقل کشور است که البته داده هایی که داره خیلی ناقصه. هر مرکز راهداری در استان این اطلاعات رو از گشت های راهداری و پلیس و بعضا بیمارستانها دریافت میکنه و تو این سایت درج میکنه اطلاعاتی شامل: تاریخ،تعداد کشته،تعداد مجروح،شرایط آب و هوا، استان،نوع وسیله،علت تصادف. فارغ از اینکه این دیتاها خیلی ناقص و محدوده شیوه ی به دست آوردن این دیتاها نیز اشتباه است مثلا نقطه ی دقیق تصادف همانطور که قبلا عرض کردم مشخص نیست و فقط نوشته استان یا شهر فلان! علت تصادف با کارشناسی پلیس یا گشت راهداری مشخص شده در حالیکه برای اولی باید از GPS استفاده بشه و برای دومی هم باید از تکنولوژی کمک گرفت.

جعبه سیاه ماشین: زیاد ایده آلیستی فکر نمیکنم و اگر یه سرچ ساده بکنیم معلوم میشه که در سال ۲۰۱۳ تقریبا ۹۶ درصد از ماشین های فروخته شده در آمریکا جعبه سیاه داشته اند یعنی این استانداری که در اروپا و آمریکا به یک امر عادی تبدیل شده. با داشتن جعبه سیاه ترمز ناگهانی شما سرعت و یکنواختی در رانندگی و همچنین رانندگی خطرناک شما در پیچ های جاده ثبت میشود و امتیازهای راننده به عنوان راننده ی خوب یا بد ثبت میشه ممکنه شما جریمه بشید یا تشویقی بگیرید به همین راحتی . تو پرنتز بگم که (اونا نیومدن بگن هر کسی رانندگی خودش رو خوب کنه بعد همه راننده ی خوبی میشن و همه مشکلات از بین میره خیر اونها سیستم درستی طراحی کردن اعم از ایمنی ماشین،کار با داده و آموزش که این سیستم راننده رو مجبور به رانندگی خوب میکنه).

تو یوتیوب یه ویدئو دیدم که به اطراف خودرو ژیروسکوپ وصل کرده بودن و میفهمیدن که ماشین از کدوم سمت چپ کرده و همزمان ECU هم وضعیت موتور رو به جعبه سیاه میفرستاد و بعد از تصادف پلیس به راحتی با بررسی دیتای موجود میگه دلیل تصادف دقیقا این موضوع بوده یعنی حداقل با تقریب خوبی میشه اینو گفت اما چاره ی کار اینه که خودروسازان کشور یعنی سایپا و ایران خوردو و بقیه این تجهیزات رو روی ماشینها نه به صورت Option بلکه به صورت اجبار نصب کنند چون باور کنید این تجهیزات کمتر از کیسه هوا مهم نیستند. در مورد داشبورد خودروهای جدید و تاریخچه ی تکامل این سیستم ها شما رو دعوت میکنم که این کتاب رو بخونید:

شاید بگید خوب اینا برای بعد از تصادفه ولی سیستمهای هشدار دهنده ی زیادی هم برای راننده ها وجود داره مثل سنسورهای Eye blink detection برای تشخیص خواب آلودگی راننده و یا سیستم هشداردهنده ی رانندگی ممتد برای آلارم دادن زمان استراحت به راننده یا ignition interlock device برای تشخیص بوی الکل راننده و ….  که البته تو ایران باید تشخیص دود بزاریم 🙂

زمانی که با یکی از مسولین اداره کل راهداری صحبت میکردم میگفت یک عامل پنهان تصادفات هم مشکلات روحی و روانی راننده است یعنی فارغ از  وضعیت جوی، جاده، و وضعیت ماشین مشکلات روحی و روانی راننده و حواس پرتی راننده هم موثره که البته مقدار زیادی رو با سنسورهای مختلف میشه پیشگیری کرد. توجه کنید که هدف چنین سیستمهایی کاهش نرخ تصادف است نه اینکه کاملا متوقف بشه جون در پیشرفته ترین کشورها هم چنین چیزی امکان پذیر نیست.

چیزی که به ذهنم میرسه اینه که ما به یک سری زیر ساخت برای راه اندازی چنین سیستم پیشگیری نیاز داریم.

۱٫جعبه سیاه ماشین و کامپیوتر مناسب که توسط خودرو سازها روی ماشین نصب بشه اگر قراره کماکان خودروی ملی بسازیم.

۲٫ سیستم جامع جمع آوری دیتا نیاز داریم که طبق یک استاندارد مشخص دیتاهای تصادفات رو در یک پایگاه اطلاعاتی منسجم در اختیار عموم مردم قرار بده و دیتاستهای اون رایگان باشه

۳٫ یک سیستم هشداردهنده که ریسک رفتن از نقطه ی A به نقطه ی B رو به راننده گوشزد کنه Feed یا خوراک این سیستم هم از دیتاهای مورد دوم می آید.

شاید بگید تا وضعیت جاده ها و ماشین و فرهنگ رانندگی و .. درست نشه اوضاع همینطوره بله قبول دارم . ولی تکنولوزی هم میتونه در کنار ابزارهای دیگر به کمک ما بیاد با تکنولوژی هم حتی میشه با آلودگی هوا مقابله کرد کاری که چین و IBM انجام دادن نمیگم هوای پکن دیگه آلوده نیست ولی نوع مقابله با آلودگی در چین هوشمندانه س فرقش با تهران و مملکت خودمون اینه که اونا همه مدرسه های رو تعطیل نمیکنند . شاید در آینده در مورد آلودگی و نقش دیتا در کاهش آلودگی (نمونه چین) رو هم بنویسم. مقالات خیلی زیادی در خصوص همین پیش بینی تصادفات وجود داره و ویدیوهای جالبی هم هست راستش رو بخواید درست کردن چنین سیستم و جنین سنسورهای کار زیاد پیچیده ای نیست ولی راه اندازیش و تولید انبوه چنین سیستمی دشوار و هزینه بر است بانی این کار با توجه به خودروی ملی و اداره ی ماشین و اداره راه و اداره  راننده و کلا دولتی بودن کشور تنها از دولت برمیاد ولی میتونند از بخش خصوصی کمک بگیرند چون ساختن این سیستم نباید هزینه زیادی روی دست راننده هم بزاره و شرکت خودروساز باید پیه ی این هزینه ها رو تا حدودی به تنش بماله ولی چشمم آب نمیخوره به هر حال کاری نداریم. …

فعلا تا همین جا کافیه میشه نوشت و در این زمینه هم کار کرد ولی در خلال کار مرتب سرت به مانع های مختلفی میخوره که یا نمیخوان دیتا بدن یا الکی وقتت رو تلف میکنند یا میگن ما خودمون بلدیم یا میگن به توچه تو اصلا انگیزه ت چیه و کی هستی! باید بهشون گفت اصلا این کار بخش خصوصی نیست و خودتون یه کاری بکنید بفرمایید این گوی و این میدان . لطفا برای ۲۸۰۰۰ نفر کشته سالانه در ایران کاری بکنید حداقل از پول جریمه های ماشین که از مردم میگیرید برای چنین کارهایی سرمایه گذاری کنید . ممنون که خوندید. واقعیتش انگشتام تازه گرم شدن و تحریک میشم که باز بنویسم به همین خاطر همینجا تمومش میکنم.

رسپبری پای یا PC با کدام یک شروع کنیم?

من تقریبا از سال ۱۳۷۹ با کامپیوتر سروکار داشته ام در همان سال وارد هنرستان فنی و حرفه ای و در رشته ی کامپیوتر مشغول تحصیل شدم. ۱۹ سال از این تاریخ میگذرد و من در مقاطع تحصیلی مختلف و همچنین در شغلهای مختلف با کامپیوتر همراه بوده ام. افرادی که در دوره ی من یا حتی قبل تر وارد دنیای علوم کامپیوتر شدند معمولا درک بهتری از سخت افزار و نرم افزار دارند چرا که در سالهای قبل واسطه های پیشرفته ای مثل سیستم عامل های گرافیکی شبیه ویندوز ۱۰ یا محیط های برنامه نویسی کاربر پسندی چون ویژوال استدیو وجود نداشت.

سیستم عاملی که استفاده میکردیم  DOS بود که دستورات را در خط فرمان مینوشتیم. همچنین برنامه نویسی ما در محیط Turbo C یا پاسکال بود که یه محیط ساده و خشک برای صرفا برنامه نویسی بود و تقریبا هیچ کمکی برای دیباگ کردن و پیدا کردن کد خطا نبود. به همین خاطر برنامه نویسی و کار با کامپیوتر دقت بالایی رو میطلبید.

به دلیل محدودیت در منابع سخت افزاری مثل RAM  و  CPU ما مجبور بودیم که کدهای بهینه تری بنویسیم تا سرعت اجرای آن در سیستم مناسب باشد. به همین خاطر ما یاد میگرفتیم که با سخت افزار تعامل بهتری داشته باشیم همچنین از دنیای مجازی و فیلم و عکس و موزیک و بازی هم آن چنان خبری نبود. کامپیوتر هنوز جنبه ی سرگرمی پیدا نکرده بود و بیشتر یک ابزار علمی و آکادمیک آزمایشگاهی بود و البته وقت دانش آموزان نیز صرفا به یادگیری کامپیوتر اختصاص داده میشد.

اما نمی خواهم شما را به گذشته ببرم و ابلهانه به نظر می رسد اگر بگویم پیشرفت کامپیوتر و همه گیر شدن آن مخرب بوده و ما را به عقب برده است. بحث من چیز دیگری است.

چرا PC برای دانش آموزان (خصوصا رشته ی کامپیوتر) مناسب نیست؟

https://hobbytronics.pk/wp-content/uploads/Raspberry-Pi-3-Model-B-Plus-RS.jpg

در حال حاضر قیمت تمام شده یک PC  چیزی در حدود پنج میلیون تومان است و اگر بخواهیم یک کارگاه کامپیوتر با ۲۰ دستگاه PC را مجهز کنیم به ۱۰۰ میلیون تومان پول نیاز داریم اما اگر به جای PC از برد Raspberry pi  استفاده کنیم ششصد هزار تومان برای آخرین مدل آن و یک میلیون تومان (اگر بخواهیم ولخرجی کنیم) برای مانیتور HDMI باید هزینه کنیم با احتساب Memory و کیبرد و ماوس و کابل HDMI و احتمال بالا رفتن قیمت مانیتور در نهایت و با نهایت ولخرجی با ۲ میلیون تومان کار ما راه می افتد یعنی صرفه جویی بیش از ۵۰ درصد خواهیم داشت که با وضعیت اسفناک مدارس و بی پولی آموزش و پرورش یک پیشنهاد اغوا کننده به نظر می رسد.

اما شاید فکر کنید که آیا Raspberry Pi میتواند جای PC را بگیرد؟ با قاطعیت میگویم در حوزه ی آموزش و خصوصا برای دانش آموزان رشته ی کامپیوتر نه تنها جای PC را میگیرد بلکه بسیار بهتر از PC است.

با این برد به دانش آموزان چه چیزی یاد بدهیم؟

در اکثر کشورهای جهان زبان برنامه نویسی که دانش آموزان یاد میگیرند Python است و ما به راحتی میتوانیم با این برد به برنامه نویسی پایتون یا C بپردازیم.  ما حتی میتوانیم برای درک بهتر برنامه نویسی سطح پایین سیستم عامل را کنار بزنیم و مستقیما با پایه های GPIO به دانش آموزان برنامه نویسی یاد بدهیم و در واقع با این پایه ها به انواع سنسورها و موتورها متصل شویم و با دنیای خارج ارتباط برقرار کنیم.

سیستم عامل ویندوز مانع ارتباط و تعامل دانش آموزان با سخت افزار می شود و دانش آموزان نمی فهمند که برنامه ای که مینویسند به چه چیزی تبدیل میشود و کجا اجرا می شود. ولی برنامه نویسی سطح پایین آموزش عمیق تر و درک بهتری به دانش آموزان میدهد.

صدها پروژه Fun که توسط دانش آموزان و علاقه مندان به این برد اجرا شده است میتواند در اینترنت ودر سایت رسمی این محصول مشاهده کنید پروژه هایی که از ساخت روبوت گرفته تا ایستگاههای هواشناسی و خانه هوشمند و …

تمامی این پروژه ها با درک دانش آموز از کنترل، نر م افزار، سخت افزار و الکترونیک همراه بوده است و آنها را تبدیل به Maker های واقعی میکند.

چرخ خوردن در ویندوز و منوهای تو در توی  Office با چشمانی از حدقه درآمده یا ناخنک زدن به فیلم و بازی و عکس های انباشته شده در کامپیوترهای شخصی دانش آموزان را سالها عقب میبرد و چیز به درد بخوری هم یاد نخواهند گرفت. دیر یا زود باید Raspberry Pi و   Arduino  و بردهای مشابه وارد فضای آموزشی و مدارس ما بشوند تا کدنویسی و کار با کامپیوتر را عمیق تر و اصولی تر یاد بگیریم.

مسیر درست بلاگ نویسی

پ ن: مخاطب این پست صرفا خودم هستم و این نوشته فقط فکر کردن با صدای بلند است .

چند وقتی است در نوشتن تردید دارم و بیشتر به این خاطر است که احساس میکنم نباید بلاگ شخصی را با یک بلاگ فنی و تخصصی در هم بیامیزم. در هر حال نباید یک پست در مورد زلزله و یا فلسطین و انتخابات بنویسم و بعد سراغ بحث های تخصصی فروش و مذاکره و پیچیدگی و … بروم یعنی هر چیزی باید جای خودش باشد.
از طرف دیگر نیز من هم مثل شما دلمشغولیها و علایق متنوع و زیادی دارم یعنی ادبیات را دوست دارم کار و مطالعاتم در حوزه بازاریابی و IT است به زبان انگلیسی هم علاقه دارم و به تازگی آموختن زبان روسی را شروع کردم (فعلا در حال یادگیری الفبا) فلسفه و سیاست و اقتصاد و جامعه شناسی را هم دوست دارم ولی این را فهمیده ام که اولا بحر و العلوم نیستم و دنیای بحرالعلوم بودن به پایان رسیده است ثانیا من در یک چیز میتوانم تخصص داشته باشم مطالعات عمیق تر بکنم و مطالب تخصصی مستند و مفیدی بنویسم.
البته من علایقم را دنبال خواهد کرد ولی بلاگ شخصی یعنی اینجا را به نوشته های تخصصی آلوده نمیکنم. در آینده میخواهم یک بلاگ تخصصی در حوزه ی BI یا هوش تجاری راه اندازی کنم این بلاگ تمام وقتم را در حوزه مطالعات تخصصی خواهد گرفت و برای آن تلاش خواهم کرد در بلاگ شخصیم چیزی در این مورد نمی نویسم.
بلاگ شخصی برای من در نهایت جای دلنوشته های شخصی و یا مشاهدات روزانه و تجاربی است که کم کم در مغزم ته نشین میشود .

اینجا یک بلاگ شخصی خواهد ماند و نوشته هایم در حوزه تاثیر علوم داده در کسب و کار و آنالیز داده را در یک بلاگ دیگر خواهم نوشت (به زودی میگم کجا).

کوتاه بگویم اینجا یک توییتر(بدون محدودیت کلمات)است و بلاگ تخصصیم شناسنامه تخصصی و آینده کاری و حرفه ای من.

استراتژی بازاریابی در یوتیوب

ویدیوی زیر قسمتی از کارگاه مشترکی است که توضیحش رو قبلا داده بودم.  تو این ویدیو من در مورد ویدیو و فرصتهای مارکتینگ در یوتیوب صحبت میکنم. امیدوارم به دردتون بخوره .

گذاشتن چوب لای چرخ سیستم

آقای رضایی رییس بانکی است که من به تازگی رفتارش را زیر نطر گرفته ام. او معمولا با مشتریان قدیمی و خوش سابقه ی بانک گرم میگیرد و با همه ی آنها سلام و احوالپرسی میکند. سر میز تک تک کارمندهاش میرود و توصیه های تکراری و بی مزه ای را با کارمندانش در میان می گذارد. من و شما مجبوریم برای انجام امور بانکی خودمون نوبت بگیریم ولی مشتریان قدیمی بانک یا افرادی که معمولا پول زیادی جابه جا میکنند نیازی به گرفتن نوبت ندارند چرا که آقای رضایی با لبخند و ایما و اشاره به کارمندانش میگوید که نزارید آقای X توی صف باشد زودتر کارش رو راه بیاندازید.

آقای رضایی درک مناسبی از سیستم ندارد و مرتب با سرکشی های اضافه و یا با سفارش و پیغام چوب لای چرخ سیستم بانکی میکند. با مشتریان می خندد و میگوید نیازی به بررسی نامه ایشان نیست چرا که من ایشان را میشناسم و کاغذش را بیارید تا امضا کنم.

به نظرم اکثر سازمانها در ایران به همین روش سلام و صلوات و … کارشان را جلو می برند نه اینکه سیستم یا نرم افزار دقیقی نداشته باشند بلکه از آن سیستم تبعیت نمی کنند چرا که احساس میکنند شخص مهمی هستند و تصمیمات و ترجیحات شخصیشان بالاتر از هر چیزی است.

سیستم حسابداری کامل با سیستم انبار دقیقی در شرکت x وجود دارد ولی انبار با سیستم همخوانی ندارد چرا که با تعارف و شوخی و خنده بدون اینکه اجناس در سیستم ثبت شود خارج شده است.

نر م افزار حسابداری خیلی با کیفیته ولی چند ماه پیش مدیر مالی به شرکتهای نرم افزاری گفت من ۱۰ تا ویژگی نوشتم که باید به نرم افزار اضافه کنید مثلا ما بتونیم سند حسابداری را حذف کنیم! یا سند حسابداری بدون نام داشته باشیم و انواع Option های مزخرفی که سیستم حسابداری را به یک آشغال تبدیل میکند اینها لیست ترجیحات آقای مدیر است مدیری که چوب لای چرخ سیستم می گذارد.

به این فکر میکنم که ادارات و. سازمانها و حتی کشور از بی قانونی و بی سیستمی رنج میبره یا از حضور افرادی که خود را بالاتر از هر سیستمی میبینند و دایم چوب لای چرخ سیستم میکنند؟

بیایید با هم فکر کنیم که هرگاه برای کار یا وام یا نوبت دادگاه دست به دامن سفارش و پیغام شده ایم یا حتی با نانوا خوش و بش کردیم تا زودتر نوبتمان شود و هزار مورد دیگر ما چوب لای چرخ سیستم گذاشته ایم ما یک سیستم درست را فاسد و ناکارآمد کرده ایم ما یک سیستم را دور زده ایم.

شاید مدیر این ادارات عموما دولتی اگر کا رمفیدی برای انجام دادن داشتند هیچ گاه با شوق و ذوق چوب لای چرخ سیستم نمی کردند و اصلا دخالتی در این امو ر نداشتند.به نظرم مشکل ما افراد غیر سیستمی است نه فقدان سیستم.

بخش دوم زندگینامه جان استوارت میل

زندگینامه جان استوارت میل – بخش پایانی

پ ن : کتاب را به پایان رساندم اما یادم رفت همه پاراگراف های خوب آن را بنویسم و امشب میخواهم آن را تمام کنم. شب ها خسته هستم ونمی توانم روی مطالعه های کاری و یادگیری تمرکز کنم در کل انرژی من در صبح ها  بهترین حالت هست و کم کم رو به زوال می رود تا اینکه شب به کل خاموش می شود به همین خاطر اواخر شب و موقع خواب را به کتابهای ادبیات و رمان و… اختصاص داده ام تا در حال خواب و بیداری از خواندن داستان لذت ببرم  و مغزم نیز زیاد درگیر فکر کردن نباشد. یه جایی از شوپنهاور(تاملات فیلسوف – در باب مطالعه) خواندم که خواندن کتاب به این دلیل لذتبخش است که نویسنده به جای ما فکر میکند و مغز ما استراحت میکند وما فقط فکر نویسنده را می خوانیم .

به گمانم فقط کسانی سعادتمند هستند که ذهنشان را به موضوعی جز سعادت خودشان معطوف می کنند : به سعادت دیگران – به پیشرفت نوع آدمی – حتی به هنر یا پیشه ای که نه به عنوان وسیله بلکه خود به عنوان هدفی آرمانی باید اختیار شود. به این ترتیب انان چون دهنشان متوجه چیز دیگری است در هر حال سعادت را می یابند. نظریه من اینک چنین بود که لذت های زندگی هنگامی که گذرا تلقی گردند بی آنکه به صورت هدف اصلی درآورده شوند کافی است که زندگی را به شکل چیز مطلوب و دلپسندی در آورند. ص ۱۴۴

 

اکنون که از هر گونه توجه فعال به امور سیاسی زودگذر و از هر مشغولیت ادبی که متضمن ارتباط شخصی با مقاله نویسان و افراد دیگر بود رها شده بودم. برایم میسر شد که به تمایل خویش در محدود ساختن حلقه ی معاشرتم با چند شخص انگشت شمار تسلیم شوم این تمایل برای اشخاص متفکری که دوره ی بطالت بچگی را ناگهان پشت سر گذاشته باشند امری طبیعی است. معاشرت همگانی آنگونه که اینک در انگلستان متداول است کاری کسالت آور است – حتی برای اشخاصی که آن را واقعیتی مسلم می انگارند- که به دلیلی جز لذتی که از آن ببار می آید محفوظ مانده است. هر گونه بحث جدی درباره ی موضوعاتی که بر سر آنها عقاید مختلف وجود دارد چون کاری ناشی از نافرهیختگی تلقی می شود و سبب ن را نقصی ملی در شادابی و خوش مشربی می انگارند که مانع رشد و نمو هنر سخن گفتن دلپذیر درباره ی چیزهای پیش پا افتاده شده است – هنری که فرانسویان سده ی گذشته در آن بسی برتری داشتند- جاذبه ی صرف آنچه مجالست نامیده می شود برای کسانی که در اوج کمال نیستند همانا امیدی است به اینکه برای اندکی نزدیکتر شدن به اوج کمال مساعدت شوند اما در نظر کسانی که در قله ی افتخار قرار دارند این نوع مجالست عمدتا رعایت آداب و رسوم و انطباق با مقتضیات مقام و منصبی است که دارند. ص ۲۱۴

ترجمه ی کتاب Focus

Focus: A Simplicity Manifesto in the Age of Distraction

میخواستم چند مطلب بنویسم یکی در مورد داشتن و نگه داشتن و یکی هم در مورد انجام وظایف دولت توسط مردم و یکی هم در مورد دخالت بخش دولتی در بخش خصوصی و شرکتهای نرم افزاری ولی خوب فعلا گذاشتم که کمی درمورد این چیزها فکر کنم.

دوست دارم یه کم از دنیای ذهنی فاصله بگیرم و با انجام کارهای عملی و انتشار اونها یک تعادلی در خودم برقرار کنم. به این فکر کردم که از اولین تجربه ام در فروشگاه آنلاین و اوپن سورس بنویسم یا در مورد ایده ای که دارم ولی هیچکدامش عمومی نبود و راستش را بخواهید دوست نداشتم این موضوعات را هم آشکار کنم به همین خاطر گفتم در مورد ترجمه کتاب بنویسم ترجمه ای که قراره با داریوش و سیروان و شاهو و شاید هم امید و سایر دوستان انجامش بدیم.

تصمیم گرفته ایم که یک کتاب را ترجمه کنیم٫ کتابی که انتخاب کرده ایم Focus نوشته LEO BABAUTA است این نویسنده سایتی به اسم Zenahbits داره که من ۲ سالی هست مقالاتش را میخوانم٫ البته الان کمتر پستهای این بلاگ رو میخونم.

موضوع کتاب Focus همانطور که از اسمش پیداست تمرکز در عصر حواس پرتی است و اینکه چطور میتوان در این شرایط که پر از notification و پر از شلوغی است تمرکز کرد.

چرا ترجمه میکنیم!

واقعیتش را اگر بخواهید من و یکی از دوستام این کتاب رو یک سال پیش خوندیم و بعدش هم فایلهای مدیریت توجه را از آقای شعبانعلی گوش دادم که در همین راستاست. همنطور که قبلا اینجا گفتم ما هر هفته دور هم جمع میشویم وگفتیم چرا یک کار مفید نکنیم که برای عموم هم جالب باشه و دیگران بتوانند از این نتیجه کار استفاده کنند؟

فعلا چهار نفر هستیم و احتمالا کسان دیگری هم به ما اضافه شوند و هر کدام از ما قسمتی را ترجمه خواهد کرد بعد از ترجمه و ویرایش٫ کتاب را به صورت صفحات وب و به سبک کتابهای رایگان انتشار میدهیم تا دیگران ترجمه فارسی این کتاب را بخوانند.

معلوم نیست دقیقا چه زمانی ترجمه ی این کتاب تمام شود و مهم هم نیست هر وقت تمام شد تمام شد!

ولی احساس خوبی دارم از اینکه یک کار گروهی جدید انجام میدهم.

اگر شما هم حوصله دارید یا علاقه مندید میتواند بخش هایی رو از کتاب ترجمه کنید.

پ ن تکمیلی – ۱۳ بهمن : فصل اول  کتاب تکمیل شد و تقسیم مطالب برای فصل بعد هم انجام شد.

با تشکر از یاور مشیرفرسیروان عفیفیادریس میرویسیداریوش زندی  برای فصل اول( سیروان و داریوش برای فصل دوم هم هستند) همچنین مرتضی و امین آرامش و بهار خانم و ایمان میرزایی برای فصل دوم کمکمون میکنند ممنون از همگی.

پی نوشت تکمیلی – ۶ اسفند ۹۵:

فصل دوم کتاب هم با کمک دوستان خوبم: سیروان عفیفی – داریوش زندی – بهار خانم -ایمان میرزایی – امین آرامش – مرتضی – تمام شد – و برای فصل سوم نیز مرتضی و ادریس و سیروان و داریوش و بهار اعلام آمادگی کردند. اگر شما هم میتوانید کمک کنید حتما اینجا کامنت بزارید – ممنون از همگی.

پی نوشت تکمیلی ۲۴ فروردین ۹۶:‌

فصل سوم کتاب Focus با کمک دوستان عزیزم: سیروان عفیفی – داریوش زندی – بهار خانم – مرتضی دوستی – معصومه شیخ مرادی –  ادرس میرویسی تمام شد و باید فصل چهارم را شروع کنیم.  برای فصل چهارم : ایمان میرزایی – یاور مشیرفر – سیروان عفیفی- داریوش زندی – بهار – و خودم هستم – اگر کس دیگری تمایل به همکاری دارد لطفا بهم خبر بدهد ممنون و سپاسگذارم.

پی نوشت تکمیلی ۱۰ خرداد ۹۶ :

فصل چهارم نیز تمام شد و از همه دوستان متشکرم. دوستان عزیز شامل: ایمان میرزایی – یاور مشیرفر – داریوش زندی – بهار – ستار – سیروان.

کسانی که میخواهند برای ترجمه فصل ۵ به ما کمک کنند حتما کامنت بگذارند با تشکر- آهسته و پیوسته و با هم جلو میرویم

پی نوشت تکمیلی ۱۵ تیر ۹۶

فصل پنجم کتاب هم به کمک بهار و داریوش و سیروان تمام شد برای فصل آخر اگر کسی میتواند در ترجمه کمک کند حتما اعلام کند. با تشکر

پی نوشت تکمیلی ۱۷ شهریور ۹۶ :

فصل آخر کتاب به کمک مرضیه، ایمان، علیرضا، علی اختری و حانیه تموم شد. از همه دوستان عزیزی که کمک کردند و یا باعث دلگرمی شدند سپاسگذارم. کار ویرایش رو به این خاطر که میخواهم متمرکز باشد دو یا سه نفری با رفقای دیگر انجام میدهم و بعد از اتمام به اسم همه ی دوستان توی اینترنت منتشر میکنیم البته به صورت وب سایت : چیزی شبیه کاری که جادی انجام داده.

پی نوشت تکمیلی ۱۹ آبان ۹۶ :

با سیروان و داریوش مشغول نهایی کردن کار کتاب هستیم ویرایش انجام شده و قراره به زودی آپلود بشه.

پی نوشت تکمیلی ۵ دیماه ۹۶ :

کتاب Focus امروز  تموم شد و میتونید در لینک زیر ببینید .

FOCUS

بی نهایت وب سایت تکنولوژی

در مورد کامپیوتر و نرم افزار و تکنولوژی مطالب زیادی نوشتم و ترجمه کردم که البته

اکثر این مطالب در سایت بی نهایت است سایت بی نهایت یک سایت تحلیلی خبری جوان است که چند ماهی است با دوستام اون رو شروع کردیم و افراد شرکت هم مثل من و   بیشتر از من مشغول تلاش برای بهبود کیفیت این سایت هستنند.

148 مقاله و خبر نوشتم و ترجمه کردم که می توا نید لیست آن را در این لینک نگاه کنید