جهان با من برقص

پ ن: خطر اسپویل شدن جدی است اگرچه فیلم داستان خاصی ندارد

سروش صحت در برنامه کتاب باز بارها مسئله مرگ رو با مهمان های مختلف مطرح کرده البته نویسندگان مختلف خیلی زیاد به این موضوع پرداخته اند که شاید مشهورترینشان مرگ ایوان ایلیچ نوشته تولستوی باشد.

در یک دورهمی که موضوع برنامه تولستوی بود بعضی از مهمان های برنامه میگفتند که این اثر تولستوی را باید بعد از آخرین آثارش خوند چون داستانهای تولستوی از شور و جوانی شروع میشه و به مرگ میرسه و بهتره جنگ و صلح و آناکارنینا رو خوند و بعد سراغ سایر آثارش رفت و در انتها مرگ ایوان ایلیچ را خواند من برحسب تصادف و نه عمدی این اثر تولستوی رو بعد از سایر آثارش مثل جنگ و صلح و آناکارنینا و ارباب و بنده ، پول و شیطان و  پدرسرگئی و … خوندم (رستاخیز رو خریدم ولی نخوندم) و به جد لذت بردم. مهران مدیری هم که برخلاف سروش صحت و فراستی عاشق تولستوی است این کتاب رو بهترین کتابی که خونده معرفی کرد. من هم این کتاب رو خیلی دوست دارم و البته در دعوای داستایفسکی بهتره یا تولستوی من تورگنیف رو هم کنار این دو میزارم و میگم هر سه عالیند و این سه نفر ادبیات کلاسیک روس رو با هم ساختن که البته وامدار پوشکین و گوگول هستند یعنی وام دار “دخترسروان” و “شنل” میخوام اینو بگم که هر کسی به نفر قبلش بدهکاره.

اما فیلم:

موضوع فیلم در مورد مرگ یکی از شخصیت هاست. که البته میداند تا دو ماه بعد زنده خواهد ماند.

در سکانسی که جهان در داخل طویله است و از دوستانش ناامید شده به گاو میگه دوستهای تو گاو هستند و دوست های من هم همینطور از این نظر فرقی با هم نداریم. اطرافیانش و حتی دخترش آنچنان که باید و شاید است به او نمی پردازند و برایش تاسف نمیخورند. که در انتهای داستان به این نتیجه میرسد که هر کسی زندگی خودش را دارد و این موضوع را پذیرفت که آدم ها با هم متفاوتند وهمینکه کنار هم باشند کافیه نیازی نیست همه ی مردم آنچنان باشند که ما میخواهیم.

اما جانمایه داستان صحبت های آخر فیلم است که جهان میگوید آیا من طوری زندگی کرده ام که از آینده طلب داشته باشم آیا کاری کرده ام که اثرات مثبت آن در آینده باقی مانده باشد؟ تعریف میکرد که برای خرید خونه پول لازم داشته و از دوستش قرض کرده و موقعی که خواسته آن را پس بدهد دوستش گفته این بدهی تو به نفر بعدی است و من آن ر ااز تو پس نمیگیرم و تو هم از نفر بعدی پس نگیر. چه دوست خوبی.

این میتونه هدف زندگی ما هم باشه:

ما به آینده بدهکاریم و باید طوری زندگی کنیم که در موقع مرگ طلبکار باشیم نه بدهکار.

پ ن پایانی: فیلم رو ببینید کتاب مرگ ایوان ایلیچ رو هم بخونید همین!

https://static1.shomanews.com/thumbnail/LvxcrFwQCPjx/rRvjtZexuU_cAYC4vUQ0VUBPX8SpERyzql4FJWeYUjy5yClMGuME-wjbl3Snx6dwqQ7MYGvarH8,/%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4+%D8%B5%D8%AD%D8%AA.jpg

قاتل اهلی، خواب مخاطب با لالایی کیمیایی

http://www.sourehcinema.ir/website_contents/uploads/2018/05/ghatel-ahli.jpg

دیشب فیلم قاتل اهلی به کارگردانی مسعود کیمیایی را دیدم. نام پرویز پرستویی و پولاد کیمیایی و پگاه آهنگرانی هر کسی را میتواند وسوسه کند که این فیلم را نگاه کند.یک فیلم فارسی دیگر از مسعود کیمیای البته با حال و هوای مدرن.

پرویز پرستویی یک رزمنده ی با وجدان است که حس و حالش در عرفان شرقی و جبهه جا مانده است او وارد دنیای نامردی شده که برادران دیروز و قاچاقچیان امروز با واردات غیر مجاز هست و نیستش را نابود کرده اند. گویا از میان هزاران مدعی یکی دو نفر به حرفها و اعتقاداتش پایبند بوده.

ما همیشه فیلم گنگسترهای آمریکایی و مافیای ایتالیایی را با ولع نگاه کرده و کیف کرده ایم این بار کیمیایی از برادران گنگستر وطنی با اختلاس های میلیاردی و نفوذ به صداوسیما و مجلس و .. می گوید . کسانی که به راحتی آب خوردن و صرفا برای پول هر کسی را بدون لحظه ای تامل به قتل میرسانند.

فیلم اما باز هم فارسی بود به جای قیصر این بار کیمیایی از امیر جدیدی خوشتیپ و قد بلند استفاده کرده بود نمیدانم آیا مردانگی و شجاعت و درستکاری صرفا کار خوشتیپ هاست؟ به قول نادر فتوره چی ما که زیبا و خوشتیپ نیستیم چه کار باید بکنیم تکلیف ما چیست؟

سیاوش (با بازی امیر جدیدی) باز هم برای نجات آبروی حاج آقا دکتر سروش ( حاج آقا دکتر!) دست به قتل می زند آنهم در استخر و حمام شبیه قیصر اونهم در سال ۲۰۱۸ مزخرف تر این که توی سونا چاقو بود و زاهدی با چاقو قیصر رو زخمی میکنه گویا کیمیایی این چاقوی لعنتی را از دهه ۴۰ و ۵۰ کش رفته و وارد فیلم قاتل اهلی کرده است.

قهرمانی با کت و شلوار مشکی و پیراهن یقه باز سفید شبیه قهرمانهای دهه ی ۵۰ جالب اینکه بعدا کیمیایی با پررویی تمام از زبان بهمن(پولاد کیمیایی) اشاره میکند  که نسل فعلی را فراموش کرده ایم و نسل جدید را نفمیده ایم آقای کیمیای شما که قهرمانهایت همان قهرمانهای فیلم فارسی است چطور میخواهی این نسل را بفهمی  ؟ چطور میخواهی نسل جدید را بفهمی ؟ به کی انتقاد میکنی، به خودت؟ چرا قهرمانهایت تحصیلکرده نیستند ؟ چرا قهرمانهایت چاقودارند ؟ چرا لحن حرف زدنشان احساسی و گنده گویی و رجز خوانی فیلم فارسی است؟ مگه ما اینجوری هستیم ؟ سر آخر کیمیایی نمیداند با قهرمانهایش چه کند سیاوش را با چاقو نفله میکند و حاج آقا دکتر را هم با گلوله شبیه دوران جنگ به سینه قبرستان میفرستد.

فیلم پر از دیالوگ های طولانی و فلسفی وبریده بریده و احمقانه است ضعف دوربین و نمایش و بازیگری و قصه با دیالوگ میخواهد جبران شود کاری که سینمای ایران را جدیدا به وراجی کشانده است کسی نیست بگوید این همه دیالوگ گنده را چرا به وسیله کتاب انتشار نمیدهی این همه حرف را که نمیشود در داخل یک فیلم جا زد گویا نوشتن هم کار دشواری برای شماست مسامحه ی جالبی است لایی کشیدن بین فیلمسازی و نویسندگی در حالیکه هیچ کدام را بلد نباشی . در فیلم همه فیلسوف شده اند و مرتب حرف میزنند شاید چون بلد نیستند بازی کنند. نامجو مطلق بعد از بازی ایران و اسپانیا میگفت ما ضعف تاکتیکی را با دوندگی جبران میکنیم توی سینما هم ظاهرا ضعف داستان و ایده پردازی و نمایش و دوربین را با وراجی جبران میکنیم.

جناب آقای کیمیایی قهرمانهای ما آدم های معمولی هستند. ما به عنوان نسل فعلی کله خر و رجز خوات و لات و تکرو نیستیم  ما به قهرمان نیاز نداریم ما به اتحاد و همبستگی به صبر ، نظم و آگاهی نیاز داریم ما دنبال هیاهو و تشویق دیگران نیستیم ما خوشتیپ و قد بلند نیستیم ما با صبر و نظم و آگاهی دنیای اطرافمان را تغییر خواهیم داد و سالهاست که از نسل فیلم فارسی و از شما عبور کرده ایم برای ما متاسف نباش چرا که ما برای شما متاسفیم.