اگر فرزند دختر دارید نوشته ی النا بلوتی

http://www.gajmarket.com/Media/Thumbs/0019/0019277--.jpg

قبلا در خصوص تربیت کودک کتابهایی از روسو یا پیاژه و ماکارنکو  و … خوانده بودم. ولی اینکه به صورت تخصصی بخواهم در مورد تربیت دختران بخوانم خیر. کتاب “اگر فرزند دختر دارید” به صورت تخصصی در مورد تربیت دختران و شیوه شکل گیری شخصیت آنها در جامعه است.

با خواندن این کتاب می فهمیم که دختران در یک شرایط نابرابر و با پیش زمینه های ذهنی زیادی به دنیا می آیند که هر کدام از آنها میتواند تربیت دختران را به بیراهه ببرد. و  آمار نشان می دهد لطف و محبت مادران به فرزندان پسر بیشتر از دختران است این اظهار محبت بیشتر مادر به پسر ناشی از تمایلات فرویدی است و تمایلات پدر به پسر هم ناشی از اجداد دهقان اوست که پسرها را برای کار بیشتر میخواستند و دختران را بی فایده می دانستند پس دحتران از دو جهت مورد آسیب قرار گرفته اند حتی اگر سیستمهای مرد سالارانه و قوانین مذهبی و سیاسی را کنار بگذاریم.

حمایت و محبت مادر از پسر از  شیر دادن به نوزاد  تا مراحل بالاتر زندگی را شامل می شود و تبعیض ناخودآگاه قرنهاست که اثراتش باقی مانده هر چند که قبول میکنم کمرنگ تر شده است.

برای اولین بار جان استوارت میل در سال ۱۸۶۹ و در کتاب اسارت زنان مفهوم طبیعت زنانه را به پرسش کشید و نشان داد که چگونگی این صفات حاصل منطقی یک وضعیت تاریخی فرهنگی و اجتماعی مشخص است و گفت ضعف اراده زنان ناشی از تربیت نادرست آنها در بچگیست و به جنسیت آنان مربوط نمیشود.

زنان را سرزنش میکنند که اتکا به نفس، میل به استقلال و آزادگی و تمایل به پرورش شخصیت وشکوفایی فردی خود را ندارند حال آنکه در واقع این ها همان چیزهایی هستند که در مسیر زندگی دختران از آغاز تا هنگام بلوغ که زمان گزینش های اساسی است سخت ضربه میخورند و بسیار تضعیف میشوند. ص ۱۶ پیشگفتار

حال اگر زنان و دختران سرزمین خود را دیدیم که اراده ی کافی برای تغییر سرنوشت خود را ندارند و دچار ضعف ها و کاستی ها زیادی هستند باید متوجه شویم که این ضعف ها نه ناشی از جنسیت آنها بلکه ناشی از بی خیالی و بی لیاقتی والدین آنهاست که نتوانسته اند گوهر قدرتمند ذات انسانی او را به خودش نمایان کنند.

با هم پاراگراف هایی از کتاب را بخوانیم:

اگر مادر فرزندش را وادارد که در کوتاه ترین مدت ممکن شیر خوردن را به پایان برساند و در عین حال سر لگن به نتیجه محسوسی برسد در وجود کودک اضطرابی شدید شکل میگیرد که حاصل میل به گوش دادن به حرف مادر و ناتوانی انجام آن است. در این حال ناراحتی و تنش کودک ممکن است حاد شود. چنین کارهایی اگر از بزرگترها خواسته شود  بی تردید سادیسم نام میگیرد ولی روا داشتن سادیسم در مورد کودکان بسیار رایج است و هیچ کس به آن اعتنایی ندارد. ص ۶۲

 

میتوان تصریح کرد که مادرها در برخورد با دخترها خشک تر، سخت گیرتر و پرتوقع تر هستند (نسبت به برخورد با پسرها). به ویژه هنگامی که دخترها پرتحرک یعنی فعال، کنجکاو، مستقل، پرسروصدا و دارای جنب و جوش بسیار زودرس هستند. به عبارت دیگر رفتارهایی دارند که مردانه به حساب می آیند. دختر بچه ی کم تحرک یعنی آرام، منفعل و کم توقع بدون دشواری زیاد می پذیرد که خواسته های مادرش را برآورده کند زیرا این خواسته ها با نظم و ترتیب و ثبات سازگارند و در نتیجه چندان دلیلی ندارد که مادر و دختر با هم درگیر شوند اما با دختر بچه ی پر جنب و جوش و پر هیاهو (ویژگی هایی رفتاری که از نخستین روزهای زندگی آشکار میشود) نیز همانند دختر کم تحرک رفتار میکنند و او هم گاهی واکنش های تندی نشان میدهد و از آنجا که پر تحرکی دختر یگانه صفتی است که در کلیشه های عامیانه جای نمی گیرد، دخالت های خشونت آمیزی صوت می گیرد تا دختر بچه راهی جز این نداشته باشد که نوع خاصی از پرخاشگری به اصطلاح “زنانه” یعنی پرخاش به خویش گریه های طولانی و دلسوزی بری خود برگزیند. ص۵۶

 

ایرن لیزن مورد بسیار شاخص یک دختربچه ی پرتحرک بسیار بی قرار و شیطان را نقل میکند که پیش از دوازده ماهگی راه رفتن را شروع کرده و براساس آزمون هایی که روی او صورت گرفته در تمام عرصه ها رشد زودرس داشته است. جنب و جوش او در هجده ماهگی درگیری های گسترده ای را با مادرش در پی داشته است. مادر تصمیم می گیرد که قدرت مندانه و قاطعانه عمل کند او که جدی وسواسی و کمال طلب است دوست دارد  اصل راهنمای زندگی اش برقراری نظم در همه ی زمینه ها باشد. دو سه ماه بعد دخترش سر عقل می آید بسیار منظم می شود، مدت های طولانی به کارهای متعدد می پردازد، به نحوی که در سه سالگی بافتنی می بافد، در چهار سالگی وصله میکند، در پنج سالگی رختخوابش را به تنهایی مرتب می کند. اما شب ها دندان قروچه میکند و با خشم  و ناراحتی میخوابد  و به همین دلیل دوباره او را در معرض آزمون های روانی قرار میدهند…. ص ۵۸

پ ن نامربوط:

 

از ترجمه ی کتاب خوشم می آید و اسم مترجم را نگاه میکنم که نوشته محمد جعفر پوینده   به صفحه ی ویکی پدیا میرسم و میبینم در جریان قتل های زنجیره ای این اندیشمند و مترجم برجسته و تحصلیکرده سوربون فرانسه به قتل رسیده است نمیدانم به حال او گریه کنم یا به حال خودم . اعصابم ضعیف شده و کتاب را میبندم. روی سنگ قبرش نوشته شده :

نویسنده باید بار دو مسولیت بزرگ را که مایه ی عظمت کار اوست به دوش بگیرد . خدمت گذاری حقیقت و خدمت گذاری آزادی و نویسنده باید شرف هنر را پاس بدارد. خدمت گذار حقیقت و آزادی محمد جعفر پوینده

پوینده ی عزیز در سال ۹۷ برای تو مینویسم، کتابهایی که از بالزاک و ماکارنکو ترجمه کرده ای خواهم خواند و درباره ی آنها خواهم نوشت. دانه ای که تو کاشته ای آب خواهم داد تا روزی که به درختی تنومند تبدیل شود. ما خوب میدانیم که جلادان قادر به کشتن کلمات نیستند هر آنچه که نوشته شود در حافظه ی تاریخ و جامعه ثبت میشود. حتی اگر تو نباشی، حتی اگر من نباشم. اگر میلیونها ماهی نیز با قصه های تو بخواب بروند یکی از ماهیهای کوچک تا صبح خوابش نمیبرد و به دریا فکر میکند. حرف هایی که به فارسی گفته ای من آن را به کوردی ترجمه میکنم و برای بچه ام میگویم کلمه جاودانه است و این قصه ادامه دارد. راستی امروز بر حسب اتفاق سالروز تولد توست تولدت مبارک رفیق.

نکاتی دیگر از امیل نوشته روسو

چند روز پیش و برای بار دوم کتاب امیل نوشته ژان ژاک روسو را خواندم و چند نکته ای از آن برایم جالب بود.

طبق رسوم و سنت خانواده ها معمولا بچه را در قنداق یا گهواره محکم می بندند طوری که اصلا نباید تکان بخورد ولی این سنت از کجا آمده است؟ معمولا زنها در زمانهای قدیم مدام مشغول کار و فعالیت بودند و بچه های قد و نیم قد زیادی هم داشته اند لذا چه کاری از این راحت تر که  بچه را محکم ببندند و خودشان کارشان را انجام دهند؟ در این هنگام بچه نه میتواند خرابکاری کند و نه به خود آسیبی برساند مادر هم با خیال راحت مشغول کارهایش میشود ولی روسو اشاره میکند که آزاد کردن دست و پای بچه ها باعث قوی شدن اعضای بدن طفل میشود همچنین خلق و خو وطبع او را مهربان میکند همچنین میگوید بچه ای را که ۹ ماه محبوس شده را بار دیگر چنان در تنگنای قنداق قرا میدهند که آرزو میکند کاش به جای اولم رفته بودم !

هنگامی که کودک خوی تند و خودخواه خود را نشان میدهد و مدام بهانه ی چیزهای مختلف را میگیرد تمرین های زیادی را میتوان در جهت تربیت مناسب او انجام داد مثلا اگر او از شما درخواست کرد شی یا وسیله ای را که د گوشه ی خانه است نزد او ببرید بهتر از شما طفل را در آغوش گرفته و نزد شی ببرید به این شکل دستور دادن همراه با زحمت برای او خواهد بود و کم کم خواهد فهمید نمی تواند صرفا با اشاره ی دست و گریه کردن اشیا پرواز کرده و نزد او بیایند.

در زمان که من بچه بودم بازیهای جالبی برای تقویت حواس ششگانه وجود داشت مثلا چشم هایمان را میبستیم و با صدای ضربه زدن تشخیص میدادیم که به مورد سوال یا معما نزدیکیم یا نه و هر چه قدر صدا بلندتر بود مما نزدیک تر میشدیم یا اینکه چشم هایمان را میبستیم و با بویایی و چشایی خود طعم غذا ها را تشخیص میدادیم تقویت کردن حواس ششگانه از جمله مورادی است که والدین باید برای آن برنامه ریزی کنند و حواس ششگانه کودک خود را تقویت کنند.

بچه های خود را وادار سازید که شب ها در بیرون از خانه به بازی کردن بپردازند و خود با او بازی کنید اگر بتوانید بازی های با نشاطی را ترتیب دهید که کودک شبانه بازی کند و لذت ببرد یقین داشته باشید که کودک شما هیچ گاه از تاریکی نخواهد ترسید و البته خاطرات خوبی را نیز از تاریکی در ذهن خود به یادگار خواهد داشت.